شمارهٔ ۶۶
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از غم و درد درونی خود سخن میگوید. او احساس میکند که این غم در دلش نشسته و نمیداند چرا دلش با آتش و بلا درگیر است. او به این موضوع اشاره میکند که مشاهدهی ناسزا به خود، بر این آتش غم میافزاید. همچنین، گوینده از سخن کسی دیگر که او را رها کرده و با دیگری نشسته، ناراحت است و در آخر به سردرگمی خود دربارهی احساسات و چگونگی بار مسئولیتش اشاره میکند. در کل، این اشعار نشاندهندهی رنج و عذاب روحی شاعر است.
غمش در دل تنگ ما مینشیندندانم بر آتش چرا مینشیند
هوش مصنوعی: درد و غم او در دل ما جا میگیرد، اما نمیدانم چرا مثل آتش بر دل ما تاثیر میگذارد.
دلم نیز مستوجب هر غمی هستکه بر شاهراه بلا مینشیند
هوش مصنوعی: دل من هم حق دارد هر غمی را تجربه کند که در مسیر مشکلات و دشواریها قرار میگیرد.
مرا بر سر آتشی مینشاندچو بینم که با ناسزا مینشیند
هوش مصنوعی: مرا مثل کسی که بر روی آتش مینشیند در حالتی uncomfortable قرار میدهد، وقتی میبینم که دیگران با بی احترامی رفتار میکنند.
مرا گفت با دیگری مینشینیندانم که این بر کجا مینشیند
هوش مصنوعی: آن شخص به من گفت که تو با دیگری مینشینی، اما من نمیدانم که این امر چه تاثیری در زندگیات دارد.
کمر بر چه بندد نداند نگارم؟که این بار بر جان ما مینشیند
هوش مصنوعی: عشق من نمیداند که برای چه چیزی خود را آماده میکند، زیرا این سنگینی بار عشق به دوش من میآید.