شمارهٔ ۷۰
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف تجربیات عاطفی عمیق شاعر میپردازد. او از عشق دوبارهای سخن میگوید که ناگهان به زندگیاش بازگشته و باعث رنج و شکیبایی او شده است. عشق به قدری قوی است که خواب را از چشمان او میگیرد و درد و غم را در دلش ایجاد میکند. شاعر از توبه و تصمیم به دوری ازمعشوق میگوید، اما با وجود همه اینها، قلبش همچنان به سمت او کشیده میشود. در نهایت، او اشاره دارد که عشق و ناز و جفای معشوقش باعث میشود تا همه دردها و مشکلات را تحمل کند و به زیبایی و شکرگزاری به آن عشق بپردازد.
وه که دگرباره عشق دست برآوردصبر بیکبارگی ز پای در آورد
هوش مصنوعی: وای که عشق دوباره به سراغم آمد و صبر را به طور ناگهانی از من گرفت و بر زمین انداخت.
خواب ز چشمم ربود و آب در افزودوه که خود این بار شیوه دگر آورد
هوش مصنوعی: چشمم خواب را گرفت و اشکهایم بیشتر شد. وای بر من که این بار، حال و هوای دیگری پیدا کردهام.
تا بتم از خط عهد پای برون بردبر سر محنت زده جهان بسر آورد
هوش مصنوعی: تا وقتی که معشوق از عهدهی وفا خارج شود، بر سر مشکلات و دردها، دنیا را به سرآورد.
برد دل و گفت توبه کردم و رفتمتو به صد بار از گنه بتر آورد
هوش مصنوعی: دل را برد و گفت که از گناه پیشمان شدهام و رفتم، ولی تو بارها از این گناه ترسیدهتری.
دیده من تابروی دوست نگه کردخود چه دهم شرح تا چه دردسر آورد
هوش مصنوعی: چشمان من به زیباییهای دوست خیره شده است. نمیدانم چطور درد و رنجی را که این عشق برایم به همراه داشته، توصیف کنم.
لعل ویم دی بخشم و ناز و جفا گفتآنهمه صفرا چه بود کان شکر آورد
هوش مصنوعی: من لعل و یاقوت و زیباییها را میبخشیدم و با ناز و بیرحمی رفتار میکردم، اما آنچه را که با همه زحمت و تلاش بدست آوردهام، چه شد که آن را شیرینتر از شکر یافتم؟