شمارهٔ ۷۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی و دلشکستگی خود سخن میگوید. او به عشق و یاری که انتظار داشت، اشاره میکند و میگوید آنچه اکنون تجربه میکند، با آنچه میخواست بسیار متفاوت است. او به یاد روزگارانی میافتد که عشق و روابط عمیقتری را تجربه کرده بود، اما اکنون در شرایطی قرار گرفته که نهتنها عشقش برآورده نشده است، بلکه درگیر رنج و فراق نیز شده است. احساس خجالت و ناتوانی در برابر محبوب را نیز بیان میکند و میگوید که این وضع اصلاً درخور او و انتظارش نبوده است.
آه که امید من بیار نه این بودلایق آن روی چون نگار نه این بود
هوش مصنوعی: اوه، چه خوب بود اگر امید من به این زیبایی و شایستگی نبود. آن چهرهای که چون نگار است، لایق انتظار من نبود.
هجر نمودست و بارهی نه چنین گفتجور فزودست و در شمار نه این بود
هوش مصنوعی: شما را از خود دور کردهام و این طور نمیگویم که بیوفایی زیاد شده است، بلکه این درد و رنج به حساب نمیآید.
رفته بر دشمنم قرار گرفتستبا من دل سوخته قرار نه این بود
هوش مصنوعی: رفته بر دشمنم قرار گرفت، اما با من که دل سوختهام، این هرگز خوب نبود.
نوبت آن روزگار رفت که ماراعشق نه زین دست بود و یار نه این بود
هوش مصنوعی: دیگر آن زمان که عشق ما اینگونه نبود و محبوبمان اینطور نبود، گذشته است.
عشق چنین بود و کیسه مان نه چنین بودیارنه این بود و روزگار نه این بود
هوش مصنوعی: عشق اینطور بود، ولی ما در شرایطی نبودیم که اینگونه باشد. نه اینکه معشوق اینگونه بود، و نه اینکه روزگار به این شکل بود.
از تو خجل مانده ام که بیرخ خوبتزنده بماندیم و اختیار نه این بود
هوش مصنوعی: از تو شرمندهام که زندگیام بدون زیباییات ادامه دارد و این به انتخاب من نبود.