شمارهٔ ۹۱
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشق است که از عشق معشوق به شدت متاثر شده و احساس میکند هیچ سودی از این عشق نمیبرد. شاعر میگوید کسی نمیتواند از ویژگیهای او بهرهمند شود و هیچ خبری از او به دست نیامده است. دلش از غم پر است و نمیخواهد کسی به او آسیب بزند. او به معشوقهاش میگوید که اگر او به وفا بپردازد، زیبایی و وفا نمیتوانند همیشه با یکدیگر بمانند. در نهایت، شاعر به عمق احساسات و سختیهای عاشقانه اشاره میکند و میگوید که هیچکس به اندازه او و معشوقش در این جهان نمیتواند دچار چنین حالتی شود.
رو که ز عشق تو جز عنا نفزایداز تو و خوی تو کارکس نگشاید
هوش مصنوعی: اگر کسی به غیر از عشق تو از کسی چیزی نگیرد، پس هیچکس نمیتواند به حقیقت وجود تو و ماهیت تو دست پیدا کند.
خود نه حدیثی نه پرسشی نه سلامینیک بدیدم من از تو هیچ نیاید
هوش مصنوعی: من از تو هیچ چیز ندیدم، نه داستانی، نه سوالی، و نه سلامی.
خون دلم میخوری مخور که روانیستقصد بجان میکنی مکن که نشاید
هوش مصنوعی: دلم را بیشتر از این آزار نده، چون به جنون نزدیک میشوم. اگر به جانم قصدی داری، بهتر است این کار را نکن که شایسته نیست.
با رخ تو گر وفا بدی سره بودیحسن و وفا خود بیک هوا بنپاید
هوش مصنوعی: اگر با زیبایی تو وفاداری بود، سرشتی زیبا و وفاداری در یک نفس پایدار نمیماند.
ناز تو و سوز من چنان بنماندخنده گل و اشک ابر دیر نپاید
هوش مصنوعی: زیبایی و دلربایی تو و سوختن من، مانند خندهی گل و گریهی ابر، دوام نخواهد داشت.
هرچه بگریم من از غم تو تو از طنزگوئی مسکین فلان ز چشم برآید
هوش مصنوعی: هر چقدر که من از غم و اندوه تو اشک بریزم، تو به طعنه و شوخی به من نگاه میکنی و این ناراحتیام را نادیده میگیری.
وه که چنین سخت جان و سنگدل الحقکس چو من و تو بروزگار نزاید
هوش مصنوعی: آه، چه کسی میتواند به این سختی و بیاحساسی مانند ما در این دنیا بیاید!