شمارهٔ ۹۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و فدای جان خویش برای معشوق اشاره میکند. او بیان میکند که کسی که جانش را برای معشوق فدای نمیکند، حق وصل او را ندارد. همچنین، شاعر از تأخیر در وصال و وعدههایی که داده شده گلایه میکند و به زخمهایی که عشق بر دلش گذاشته اشاره میکند. در انتها، از معشوق خواهش میکند که او را بیشتر عذاب ندهد، زیرا کشتن کسی که چنین عشقی دارد، ناپسند است.
هر که جان پیش تو فدا نکندوصل تو سوی او ندا نکند
هوش مصنوعی: اگر کسی جانش را برای تو فدا نکند، تو هم او را به وصال خود راه نمیدهی.
آفتاب از طریق حسن رودجز به روی تو اقتدا نکند
هوش مصنوعی: خورشید تنها از زیبایی رود یاد نمیگیرد و به غیر از تو به کسی نظر نمیکند.
هر کجا وصل تو نماید رویتن که باشد که جان فدا نکند
هوش مصنوعی: هر جا که زیبایی تو نمایان شود، جان من فدای تو نخواهد شد.
وعدهٔ داد وصل تو ما رامدتی رفت و هیچ ما نکند
هوش مصنوعی: به ما وعده داده بودی که به زودی به ما میپیوندی، اما مدتی گذشت و هیچ اقدامی نکردی.
چشم بیمار تو چه بیآب استکه به جز خون دل غذا نکند
هوش مصنوعی: چشم بیمار تو چنان خشک و بیروشن است که جز با خون دل نمیتوان آن را سیراب کرد.
دست رنجه مکن به کشتن منکشتن چون منی که را نکند
هوش مصنوعی: لطفاً دست از آزارم بردار، زیرا کشتن کسی مثل من به هیچکس لطمهای نمیزند.