شمارهٔ ۹۵
هوش مصنوعی: این شعر از یک عشق و یادآوری لحظات شیرین و عاشقانه حرف میزند. شاعر به یاد بوسهها و زیباییهای چهره محبوبش میافتد و احساساتی از قبیل عشق و دلتنگی را به تصویر میکشد. او از آرزوی خود برای نزدیکی به محبوب و سرخوشیهای گذشته سخن میگوید، همچنین به انتظارها و ناامیدیهایش اشاره میکند. شاعر همچنین به این مسأله اشاره دارد که با وجود تمام این احساسات، محبوب گویی از خواستهها و امیدهای او بیخبر است.
رفت آن کز لبت مرا می بودوز رخت بوسه ها پیاپی بود
هوش مصنوعی: آن کسی که لبهایش مایه دلخوشی من بود و از چهرهاش بوسهها پیاپی به من میرسید، رفت.
یاد باد آنکه از رخ تو مراگل و نرگس شکفته در دی بود
هوش مصنوعی: به یاد میآورم زمانی را که از زیبایی چهرهات، گل و نرگس در دل دیارم شکوفا شده بودند.
سرو برطرف باغ پیش قدتصد کمر بسته راست چون نی بود
هوش مصنوعی: در باغ، سروها به خاطر قد و قامت تو به حالت ایستاده و کمر بسته درآمدهاند، مانند نی که دراز و راست ایستاده است.
لاله آتش زده میانه دلگل زشرم تو غرقه درخوی بود
هوش مصنوعی: گل لالهای که دلش آتش گرفته، به خاطر شرم و خجالت تو غرق در زیبایی و حالت است.
گفتی از من ببوسه قانع شوداز تو خود این توقعم کی بود
هوش مصنوعی: گفتی اگر از من بوسهای بگیری، از تو راضی میشود؛ اما من هرگز چنین توقعی نداشتم.
صبر روی از چه درکشید از منکه همه پشت گرمی از وی بود
هوش مصنوعی: صبر چطور از من تحمل کرد در حالی که همه امیدم به او بود؟
صد حساب از تو برگفرت دلمچون فذلک بدید لاشی بود
هوش مصنوعی: دلم به خاطر تو پر از حساب و کتاب شده است، زیرا آنچه دیدهام، فقط آنگونه است که نشان میدهد.