شمارهٔ ۹۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره دل شیدا و بزرگ غم عشق است. شاعر به تکرار احساسات و دردهای عشقی خود اشاره میکند و میگوید که دلش بار دیگر در چنگال عشق گرفتار میشود. او از خداوند میخواهد که راهی برای رهایی از این غم پیدا کند، اما تهدید میکند که زلف محبوب او همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که هیچکس نمیتواند از درد عشق او آگاه شود، زیرا این غم به طور عمومی بر همه سایه افکنده است.
باز دل در غم جان می پیچدباز در عشق فلان می پیچد
هوش مصنوعی: دل دوباره در غم فرو میرود و باز هم در عشق به آن شخص درگیر میشود.
یارب این باره کجا دارد عزمکه دگرباره عنان می پیچد
هوش مصنوعی: ای خدا، این دل که کجا میرود و چه برنامهای دارد که دوباره از مسیر خود منحرف میشود؟
همه در زلف بتان پیچد ازانچون سر زلف بتان می پیچد
هوش مصنوعی: همه، به خاطر جذابیت و زیبایی زلفهای معشوق، در موهای آنها گرفتار میشوند، مانند اینکه خود زلفهای معشوق به دور خود میپیچند.
برد از من دل و صبر و زر و سیمجان بماندست و در آن می پیچد
هوش مصنوعی: دل و صبر و پول و داراییام را گرفتهاند، اما جانم هنوز باقیست و در آنجا در میپیچد.
کس ز دستش نزید تا غم اوچون قضا در همگان میپیچد
هوش مصنوعی: هیچ کس به او نزدیک نمیشود و غمش مانند تقدیر در دل همه منتشر میشود.