شمارهٔ ۱۲۵
هوش مصنوعی: این شعر از یک شاعر عاشقانه است و به احساسات و دردهای عشق اشاره دارد. شاعر در آن به حالتی از ناامیدی و عذاب اشاره میکند که به خاطر عشق دچار رنج و آسیب شده است. او میگوید که به خاطر این عشق، خود را به خطر انداخته و آبرویش را به باد داده است. همچنین بیان میکند که از ناله و فریاد نیز فایدهای نمیبیند، و در این شرایط از محبوبش میخواهد به او آسیب نرساند. او همچنین به زیبایی محبوبش اشاره میکند و این که توجه به او باعث آزارش شده است. در نهایت، او به لافزنی و بداخلاقیهایی که بر اثر این عشق ایجاد شده نیز اشاره میکند.
دست در دامن فلان زدهایمپشت پا بر همه جهان زدهایم
هوش مصنوعی: ما خود را به کسی که مورد علاقهامان است سپردهایم و به تمام دنیا پشت کردهایم.
آبرو زان به باد بر دادیمکآتش اندر میان جان زدهایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر حفظ آبرو و احترام خود، چیزهایی را از دست دادیم، در حالی که در دل خود آتش و درد شدید داریم.
نیست از ناله هیچ فایدهزین سبب قفل بر دهان زدهایم
هوش مصنوعی: از ناله و گریه هیچ بهرهای نمیبردیم، به همین خاطر سکوت کردهایم و دهان بستهایم.
در چنین رنج گویدم تن زننتوان زد ولیک هان زدهایم
هوش مصنوعی: در چنین شرایط سختی، نمیتوانم به کسی آسیب برسانم، اما به هر حال ما این کار را کردهایم.
مکن ای دوست قصد جان چندینکه به صدگونه سوزیان زدهایم
هوش مصنوعی: دوست من، خواهش میکنم اینقدر قصد آزار نکن، زیرا ما به هزار و یک روش دچار رنج و سوزش شدهایم.
رخ ز من درمکش که با رخ توطعنه بر ماه آسمان زدهایم
هوش مصنوعی: صورتت را از من مگیر، زیرا با زیبایی تو به ماههای آسمان هم کنایه زدهایم.
آه ازآن لافهای بیمعنیکز تو در پیش این و آن زدهایم
هوش مصنوعی: ای کاش از آن صحبتهای بیمحتوا که در حضور این و آن از تو شنیدهایم، شکایت نکنم.