شمارهٔ ۱۴۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود میگوید که نیازی به پنهان کردن چهرهاش ندارد و نباید آنطور که هست، از خودش شرمنده باشد. او همچنین به خواب و تشنگی تشبیه میکند و میگوید که اگر آرزوی وصال را برآورده میکند، نباید فقط به ظواهر اکتفا کند. شاعر از معشوق میخواهد که بر سر بمهر باشد و نسبت به دوستیهایش بیوفا نباشد. در نهایت، او تأکید میکند که حتی اگر معشوق او را نبیند، او همچنان برای عشق و بوسهی او ارزش قائل است و نباید از این عشق عذاب ببیند.
رخ برون از پس نقاب مدهبیش ازین شرم آفتاب مده
هوش مصنوعی: صورت خود را از پشت نقاب بیرون نیاورد، دیگر بیشتر از این شرم خورشید را نده.
خواب خرگوش اگر دهی ماراجز ازان چشم نیم خواب مده
هوش مصنوعی: اگر به ما آرامش و خواب سطحی بدهی، مانند خواب خرگوش، پس دیگر از آن چشم نیمبندت ما را بیخبر نکن.
تشنگان وصال را چو دهیبجز از راه دیده آب مده
هوش مصنوعی: اگر کسانی که مشتاق وصل تو هستند، فقط از طریق دیدن تو سیراب شوند، پس به آنها آبی نده.
چیست عشوه بهر یکی بوسهنه خدائی تو؟ کم عذاب مده
هوش مصنوعی: چرا برای به دست آوردن یک بوسه از تو اینقدر ناز و کرشمه میکنی؟ این کار باعث میشود عذاب بیشتری به من بدهی.
دل بصد دوستی ز من بستانپس سلام مرا جواب مده
هوش مصنوعی: دل را از من به خاطر محبتها بگیر و پس از آن دیگر جواب سلام من را نده.
با حریفان خویش خوش بنشینبار ما خود بهیچ باب مده
هوش مصنوعی: با رقیبان خود به خوشی و آرامش وقت بگذران، چراکه ما به هیچ دلیلی به آنها اجازه نفوذ نخواهیم داد.
ما بجان بوسه همی خواهیمگر نبینی همی صواب مده
هوش مصنوعی: ما به جان خود مشتاق بوسهای هستیم؛ اگر تو نمیبینی، اشتباه نکن.