شمارهٔ ۱۴۸
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و غم ناشی از آن است. شاعر به زیبایی زلف معشوق اشاره میکند و از تأثیر عشق او بر روی خود و جهان اطرافش سخن میگوید. غم عشق، دامن شاعر را چنان محکم گرفته که نمیتواند از آن بگریزد. همچنین، زلف معشوق چنان زیبا و پیچیده است که حتی بتان چین نیز از زیبایی آن ماتم گرفتهاند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق و غم ناشی از آن همهجا را فراگرفته است و وجود معشوق به تنهایی کم است تا این غم را کم کند.
زهی زلف تو خم درخم گرفتهغم عشق تو در عالم گرفته
هوش مصنوعی: بسیار زیباست که زلف تو به شکل خمیدهای درآمده و غم عشق تو در همه جا پخش شده است.
لبت در بوسه دادن گاه خلوتطریق عیسی مریم گرفته
هوش مصنوعی: لبهای تو در هنگام بوسه دادن، گاه به شیوهای خفی و خاص، آرامش و معنویت خاصی را به یاد مادر عیسی میآورد.
سر زلفت چو انگشت محاسبشمار حلقه ها بر هم گرفته
هوش مصنوعی: موهای تو مانند انگشت یک حسابگر است که حلقهها را بر روی هم شمرده است.
ز رشک زلف پرچین تو درچینبتان چین همه ماتم گرفته
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت موی پرچین تو، در میان زیباییهای دیگر، همه تحت تأثیر قرار گرفته و غمگین شدهاند.
من از عشق تو چون بگریزم ایجانغم تو دامنم محکم گرفته
هوش مصنوعی: من اگر بخواهم از عشق تو فرار کنم، نمیتوانم، زیرا غم تو به شدت مرا در بر گرفته است.
همه عالم غم عشق تو بگرفتترا خود کم بود این غم گرفته
هوش مصنوعی: تمام جهان به خاطر عشق تو غمگین است، ولی این غم برای خودت چندان بزرگ نیست.