شمارهٔ ۴۳
هوش مصنوعی: شاعر از درد و رنجی سخن میگوید که بر اثر جدایی و فراق به دلش وارد شده است. او احساس میکند که این درد در نهایت او را به سرنگونی و غم عمیق میکشاند. رازی که به دلش دارد، با اشک و خونش فاش خواهد شد و از چشمانش بیرون خواهد آمد.
دردا که دلم زهجر خون خواهد شدکارم ز فراق سرنگون خواهد شد
هوش مصنوعی: ای کاش دل من از جدایی به درد بیاید، زیرا کار من از غم فراق به فنا خواهد رسید.
وان راز که در خون دلم بود نهانبا خون ز ره دیده برون خواهد شد
هوش مصنوعی: راز نهفته در دل من که با درد و رنج به وجود آمده است، به مرور زمان و با گشایش فضا، خود را نمایان خواهد کرد.