شمارهٔ ۵۱
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات حسرت جوانی و از دست رفتن قدرت تفکر و عقل را بیان میکند. او اذعان دارد که با گذر زمان، درد و غمها او را در برگرفته و حتی نفس کشیدن نیز برایش دشوار شده است. در نهایت، همه چیزهایی که در گذشته داشت، اکنون دیگر وجود ندارند.
افسوس که شد جوانی و چیز نماندوان قوت رای و عقل و تمییز نماند
هوش مصنوعی: متاسفانه سالهای جوانی سپری شده و از آن چیزی باقی نمانده است. نه آن قوت فکر، نه عقل و نه توانایی تشخیص چیزی وجود ندارد.
آهی زدمی ز درد گه گاه و کنونغم راه نفس ببست و آن نیز نماند
هوش مصنوعی: گاهی اوقات از شدت درد آه میزنم، اما اکنون غمم باعث شده که نتوانم نفس بکشم و حتی آن هم از بین رفته است.