شمارهٔ ۱۱۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از یک معشوق زیبا و نیکو سخن میگوید و از او میخواهد که رحمت و محبتش را نثار کند. او احساس میکند که غم و اندوهش به مراتب از جانش هم دردناکتر است، و به نوعی از دلسردی و خستگی از زندگی و غم صحبت میکند. شاعر به این نتیجه رسیده که دیگر تحمل غم را ندارد و به محبت نیاز دارد.
ای بیش ز مه به نیکویی و کم نیوقت است که رحمتی کنی یا هم نی
هوش مصنوعی: ای زیباتر از ماه، وقت مناسبی است که رحمتی به من بکنی یا دست کم بیاعتنایی نکنی.
گویی که غمت هست ز جان شیرینترزیرا که ز جان سیر شدم وز غم نی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که غم تو برای من از جان عزیزتر است، زیرا من از جان سیر شدهام اما هنوز از غم سیر نشدهام.