بخش ۶۱ - داستان رفتن شهریار در بیشه بر سر مضراب دیو گوید
هوش مصنوعی: داستان درباره شهریاری است که به میان یک جنگل (بیشه) وارد میشود و در آنجا با خشم و شگفتیهای زیادی مواجه میشود. او به همراه سپاهش، از وجود شیرهای غولآسا و فیلهای وحشتناک در این بیشه مطلع میشود. به رغم عدم شناخت از این مکان خطرناک، تصمیم میگیرد با شجاعت و قدرت خود، از این بیشه عبور کند. او در نهایت گرز خود را برمیدارد و به دل بیشه میرود، به رغم هشدارهایی که دریافت کرده است. پس این داستان به تقابل انسان با چالشها و خطرات ناشناخته اشاره دارد.
کنون ای سرایندهٔ داستانز نُه بیشه آرم سخن در میان
هوش مصنوعی: حالا ای شاعر داستان زنی که در دل جنگل است، بگذار تا سخن را در میان بگذارم.
بیارم کنون رزم نه بیشه پیشکه دارم درین رزم اندیشه بیش
هوش مصنوعی: بهتر است اکنون به جنگ بیفتم، نه اینکه به جنگل بروم، چون در این نبرد در فکر و اندیشهام هستم.
ز نُه بیشه چون بشنوی داستانشگفتی بسی بشنوی از جهان
هوش مصنوعی: وقتی از میان جنگل عبور میکنی، داستانهای شگفتانگیز زیادی را درباره دنیای اطرافت میشنوی.
چو بر راه نُه بیشه شد شهریارابا گُرد جمهور خنجر گذار
هوش مصنوعی: زمانی که در مسیر، جنگل به حضور پادشاه تبدیل شد، مردم با سلاحهای خود به استقبال او آمدند.
دو منزل چو رفت از سر بیشه دوریکی بیشه پیش آمدش پر ز شور
هوش مصنوعی: وقتی از کنار جنگل عبور کرد، به زودی یک جنگل دیگر که پر از هیجان و نشاط بود، پیش رویش ظاهر شد.
بدو گفت جمهور کای شیرِ مستز نُه بیشه این بیشهٔ اوّل است
هوش مصنوعی: به او گفتند: ای شیر ن alcohool ، از این جنگل خارج نشو، چرا که این تنها آغاز کار است.
به بیشه درون پیل بینی هزارنکرد است هرگز درین ره گذار
هوش مصنوعی: در جنگل، فیل را میبینی که هزاران کار نکرده را نشان میدهد، او هرگز در این راه عبور نکرده است.
همه نرّه پیلان چون اهرمنهمه کوهسای و همه کوه تن
هوش مصنوعی: همهی فیلهای نر مانند شیطان هستند، همهی کوهها و همهی کوهپیکرها.
ز خرطومشان اژدها در گریزز دندانشان تیغ خونریز تیز
هوش مصنوعی: از دمشان، اژدهای خطرناک فرار میکند و دندانهایشان مانند شمشیرهای تیز و خونآلود است.
چو بینی از ایشان یکی را به پایتو گوئی که کُه هست جنبان ز جای
هوش مصنوعی: وقتی یکی از آنها را دیدی، انگار به تو میگوید که من کی هستم و از جای خود حرکت میکنم.
نیوش ای سرافراز زین ره بگردکزین بیشه کس رای رفتن نکرد
هوش مصنوعی: ای سرافراز، به این راه گوش فراده و توجه کن که هیچکس از این جنگل راهی برای رفتن پیدا نکرده است.
مکن گفت زین بیشه اندیشه هیچکه راهی ندانم جز از بیشه هیچ
هوش مصنوعی: نگران نباش که در این جنگل هیچ فکری نکنم، چون هیچ راهی جز گذر از این جنگل ندارم.
من و گرز و آن بیشه و پیل نرازین بیشه خواهیم کردن گذر
هوش مصنوعی: من و چماق و آن جنگل و شیر نر، از این جنگل عبور خواهیم کرد.
بگفت این و برداشت گرز کشندر آمد درون بیشه چون اهرمن
هوش مصنوعی: او این را گفت و با چماق به دست به میان جنگل رفت، همچون موجودی شرور.