بخش ۶۰ - آمدن ارجاسپ شاه با پسر پولادوند بر سر ایران گوید
هوش مصنوعی: در این متن، به شخصیتی به نام فولاد و کین او با شاه لهراسپ اشاره شده است. فولاد به همراه ارجاسپ قصد انتقام از زال و رستم را دارد و برای این کار لشکری به سوی زابل میفرستد. او به ارجاسپ میگوید که باید نیرویی را به سوی شهر بفرستد تا انتقام پدرشان را بگیرد. فولاد همچنین به قدرت و توانایی رستم اشاره کرده و بیان میکند که اگر رستم به جنگ آید، او را شکست خواهد داد. در نهایت، داستان به نبرد و کشمکشهای بین شاهان و انتقامجوییها اشاره دارد که میان ایران و سرزمینهای دیگر در حال وقوع است.
ز فولاد نام وی ارهنگ بودخدنگش نهان در دل سنگ بود
هوش مصنوعی: از فولاد نام او مانند نوازی لطیف است، اما تیرش در دل سنگ پنهان است.
ورا نیز ارجاسپ همراه بودز کین بر سر شاه لهراسپ بود
هوش مصنوعی: او نیز به همراه ارجاسپ، به خاطر کینهای که از شاه لهراسپ داشت، در صحنه حاضر بود.
بدو گفت خون پدر باز خواهتو برکش سوی شهر زابل سپاه
هوش مصنوعی: به او گفتند که کینه و خون پدر را فراموش نکن و به سمت شهر زابل لشکر را جمع کن.
ز اولاد رستم یکی زورمندهمی بازجو کین فولادوند
هوش مصنوعی: یکی از اولاد رستم که بسیار نیرومند و توانمند است، در حال پرسش و تحقیق دربارهی کین و خصومت فولادوند به سر میبرد.
برانم من از کین افراسیابسوی بلخ لشکر از آن سوی آب
هوش مصنوعی: من سپاهی را از کینه افراسیاب به سمت بلخ میرانم، در حالی که لشکرم از آن سوی آب عبور میکند.
تو آنجا بر زال کن کار تنگبه لهراسپ سازم من اینجای جنگ
هوش مصنوعی: تو در آنجا به زال مشغول کار تنگی هستی و من در اینجا مشغول آمادهسازی برای جنگ با لهراسپ هستم.
چو ایران سراسر بدست آورمبر اولاد رستم شکست آورم
هوش مصنوعی: اگر بتوانم ایران را تمام و کمال تصاحب کنم، بر نسل رستم پیروزی خواهم یافت.
تهمتن اگر باز آید ز راهبرو نیز سازم جهان را سیاه
هوش مصنوعی: اگر تهمتن دوباره به میدان بیاید، من هم راهی پیدا میکنم که همهچیز را به هم بریزم و دنیا را تاریک کنم.
نبیند چو اولاد فرزند هیچکجا رزم را ساز آرد بسیج
هوش مصنوعی: هیچکس مانند فرزندانش نمیتواند جنگ و مبارزه را به خوبی مدیریت کند و آماده کند.
که پیر است و از پیر ناید هنرچو جا آنکه از جا نبیند پسر
هوش مصنوعی: کسی که سالخورده است، نمیتواند از خود هنر و مهارت تولید کند، مانند فرزندی که از جایی که نبیند و نشناسد، نمیتواند چیزی از آنجا به دست آورد.
بگفتند و بستند بر پیل کوسشد از بس سپه روی دشت آبنوس
هوش مصنوعی: گفتند و تصمیم گرفتند که کمر به کار بزنند و آنقدر بر اسب افراشتهای که در دشت سیاه و زیبایی، سپاهیان را جمع کرده بودند، تأکید کردند.
درآمد سپاهش بعرض شمارز گردان رهی بد زره صد هزار
هوش مصنوعی: آمدن سپاهی به تعداد بسیار از دور، مانند طوفانی است که زرههای زیادی را با خود به همراه دارد.
گذر کرد از آب جیحون سپاهز گرد سواران جهان شد سیاه
هوش مصنوعی: سپاه از کنار آب جیحون گذشت و گرد و غبار سواران باعث شد که آسمان تاریک و سیاه شود.
شنیدم که سی سال رفت از میانشهنشاه خسرو که شد از جهان
هوش مصنوعی: مدت سی سال از دوران سلطنت خسرو گذشت و او دیگر در این جهان نیست.
که از کین سپه برد ارجاسپ شاهبه ایران زمین سوی لهراسپ شاه
هوش مصنوعی: به خاطر دشمنی، سپاهی به فرمان ارجاسپ شاه به سوی ایران و لهراسپ شاه حرکت کرد.
یکی بهره شد زان سوی سیستانز کین بر سر زال گیتی ستان
هوش مصنوعی: یک نفر از آن سمت سیستان به خاطر کینهای که بر سر زال وجود داشت، بهرهمند شد.