شمارهٔ ۵۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنجی که به خاطر عشق و جدایی میکشد صحبت میکند. او میگوید که صبر تنها دارویی است که میتواند به او کمک کند و این درد ناشی از بیوفایی معشوق است. شاعر از شکایت و دشنامهایی که در زندگیاش وجود دارد میگوید و به ناراحتیاش از فراموشی معشوق اشاره میکند. در نهایت، او به انتظار و longing خود برای وصال به محبوبش تأکید میکند و از احساساتی مشابه مجنون در داستانهای عاشقانه یاد میکند.
بهر دلم که درد کش و داغدار تستداروی صبر باید و آن در دیار تست
هوش مصنوعی: برای تسکین دلم که از درد و غم پر است، باید صبر داشته باشم و این صبر تنها در سرزمین تو یافت میشود.
یک بار نام من به غلط بر زبان نراندما را شکایت از قلم مشکبار تست
هوش مصنوعی: اگر یک بار نام من به اشتباه بر زبان آورده شود، این را به حساب شکایت قلمی میگذارم که با جوهر مشکی نوشته شده است.
بر پاره کاغذی دو سه مدی توان کشیددشنام و هر چه هست غرض یادگار تست
هوش مصنوعی: روی یک تکه کاغذ میتوان چند فحش و هر چیزی نوشت، اما هدف فقط ثبت یادگاری از توست.
تو بیوفا چه باز فراموش پیشهایبیچاره آن اسیر که امیدوار تست
هوش مصنوعی: تو بیوفا هستی و چه راحت فراموش میکنی، اما این اسیر بیچاره هنوز هم به تو امیدوار است.
هان این پیام وصل که اینک روانه استجانم به لب رسیده که در انتظار تست
هوش مصنوعی: این پیام وصلی که اکنون فرستاده میشود، نشاندهندهی این است که جان من به عشق و انتظار تو به لب رسیده است.
مجنون هزار نامه ز لیلی زیاده داشتوحشی که همچو یار فراموشکار تست
هوش مصنوعی: مجنون نامههای زیادی از لیلی دریافت کرده بود، اما تو مانند یاری هستی که او را فراموش کرده است.