شمارهٔ ۵۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عواطف و احساسات ناشی از عشق و دوری از محبوب میپردازد. وی به دور خانه محبوبش میگردد و از کاستیهای خود در درک زیباییهای او صحبت میکند. شاعر اشاره میکند که چشمهایش تنها به دیدن محبوبش مشغول است و برای او دعا میکند. همچنین، به شادمانی حاصل از باده و مجالس عاشقانه اشاره میکند و از غم دوری محبوبش حسرت میخورد. در نهایت، شاعر بیان میکند که نمیتواند از عشق خود جدا شود و این حالتی است که خود به وجود آورده است.
گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تستسگ طالع شومش کیست که همصحبت تست
هوش مصنوعی: من دور آن خانه میگردم که در آنجا تنها تو هستی. دوست دارم بفهمم که آن خوشبختی که با تو هم صحبت است، چه کسی است.
چشم ما را نرسد بیشتر از بام و دریای خوشا دولت آن دیده که برطلعت تست
هوش مصنوعی: چشم ما نمیتواند بیشتر از این درختان و درها را ببیند، ای کاش وضعیت آن چشمی را داشتیم که بر چهره تو نظر میکند.
وه چه بامست که جاروب کشش دیدهٔ منجان من بندهٔ آن پای که در خدمت تست
هوش مصنوعی: چه حس شیرینی است که نگاه من به تو را مینوازد. جان من، بندهٔ پای توست که در خدمت توست.
همه بر بادهٔ رشکیست که در جام منستقهقه شیشه که در انجمن عشرت تست
هوش مصنوعی: همه به خاطر بادهای که در جام من است حسودی میکنند. صدای شادی شیشهها به خاطر دورهمی خوشگذرانی ماست.
رخصت مجلس و بر وصل تغافل ای شوخاین زیاد از تو و از حوصله طاقت تست
هوش مصنوعی: اجازهی برگزاری مجلس و بیتوجهی به وصال را ای نازکدل نده، که این موضوع بیشتر از توان و حوصله توست.
هجر بگزیدنت از وصل دلا وضع تو نیستاختراعیست که خود کرده و این بدعت تست
هوش مصنوعی: عزیزم، دوری از تو را انتخاب کردهام و این وضعیت تو نیست. این آذین جدیدی است که خودت ساختهای و این راهی است که خودت انتخاب کردهای.
وحشی از تست که ما نیز به بیرون دریممانعی نیست، اگر هست همین دهشت تست
هوش مصنوعی: وحشی به این معناست که ما هیچ مانعی برای خروج از اینجا نمیبینیم، اگر مانعی وجود دارد، همین ترس و وحشت توست.