شمارهٔ ۵۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره تأمل در اشتباهات و خطاهای انسانی است و به نوعی نشاندهندهی روحیهی طلب forgiveness و توبه است. شاعر از درک و درایت شنوندگان میخواهد که خطاهای او را نادیده بگیرند و به حسن زبانیاش توجه داشته باشند. او به خداوند دعا میکند و از رحمت او تمنا دارد، در حالی که اذعان میکند ممکن است از او خطاهایی سر زده باشد. در نهایت، شاعر به زیبایی و خوشی زندگی اشاره میکند و از احساسات و شگفتیهای ناشی از زیباییهای طبیعت سخن میگوید.
بگذران دانسته از ما
گر ادایی سر زدهستبوده نادانسته گر از
ما خطایی سر زدهست
هوش مصنوعی: از ما بگذر و ما را ببخش، اگر به طور ناخواسته و بیخبر از ما خطایی یا ناسزا و ادعایی سر زده باشد.
آخر ای صاحب متاعِ حسن این دشنام چیستدر سرِ دریوزه گر از
ما دعایی سر زدهست
هوش مصنوعی: ای صاحب زیبایی، چرا به ما دشنام میدهی؟ آیا ما تنها به خاطر دعا و خواستهای که از تو داریم، مورد بیاحترامی قرار میگیریم؟
اللهالله محرمِ رازِ
تو سازم حرفِ صوتاین زبان و تیغ اگر
حرفی ز جایی سر زدهست
هوش مصنوعی: خداوند، رازهای تو را برای من روشن کن. اگر کلام و صدا وجود داشته باشد، بگذار بر زبانم بیان شود و اگر چیزی از جایی به وجود آمده باشد، آن را بگویم.
التفاتِ ابرِ رحمت نیست
ورنه بر درتتخمِ مهری کشتم و
شاخِ وفایی سر زدهست
هوش مصنوعی: اگر باران رحمت بر تو نبارد، دلیلش این نیست که من برای تو محبت و وفاداری نداشتهام. به راستی، من در دل شوق و عشق به تو، بذر محبت کاشتهام و نشانههایی از وفا و سرسپردگیام برایت به بار نشسته است.
ابرِ رحمت گر نبارد
گو سمومش خود مسوزبعدِ صد خونِ جگر کـاینجا
گیایی سر زدهست
هوش مصنوعی: اگر ابر رحمت نبارد، حتی گرمای سوزان هم نمیتواند بعد از درد و رنج زیاد، دل را تسکین دهد. در اینجا گیاهی از خاک سر برآورده است.
هست وحشی بلبلِ این
باغ و مست از بوی گلاز سرِ مستی ست گر
از وی نوایی سر زدهست
هوش مصنوعی: بلبل این باغ وحشی است و از بوی گل مست شده است. هر صدایی که از او میشنوید، ناشی از همین حال مستیاش است.