شمارهٔ ۵۸
هوش مصنوعی: این شعر به شادی و امید اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه زبان شکر به جنبش درآمده و نیشکر امید از باغ به بار آمده، از لذت و خوشحالی ناشی از رسیدن به آرزوها صحبت میکند. او درباره دولتی که در جستجویش بودند، میگوید که اکنون خود به سراغشان آمده است. همچنین به سینهای که زنگزده بوده اشاره میکند و میپرسد دلش کجاست، و اینکه اکنون زمانی برای شادی و بشارت است. در نهایت، شاعر با اشاره به وحشی بودنش، میگوید که هرگز چنین شادی و سروری را تجربه نکرده و انگار دروغهای ناامیدی به حقیقت تبدیل شدهاند.
بازم زبان شکر به جنبش درآمدستنیشکر امید ز باغم بر آمدست
هوش مصنوعی: دوباره زبان شیرین به سخن درآمد و از باغم شکر امید و طعم خوش بهوجود آمده است.
آن دولتی که میطلبیدیم در به درپرسیده راه خانه و خود بر در آمدست
هوش مصنوعی: ما در جستجوی آن آرزو و آرمان خود بودیم و در این مسیر، به هر جا که میرفتیم، از دیگران نشانه و راهی را برای رسیدن به آن آرزو میپرسیدیم، اما در نهایت، خود آن آرزو در انتهای راه به ما رسیده است.
ای سینه زنگ بسته دلی داشتی کجاستآیینهات بیار که روشنگر آمدست
هوش مصنوعی: ای دل خسته و غمزده، کجاست آن امید و روشنی که در قلبت بود؟ بیا و آن آینه را بیاور تا روشنایی و روشنی را به همراه داشته باشد.
تا بامداد کوس بشارت زدیم دوشغم را ازین شکست که بر لشکر آمدست
هوش مصنوعی: ما تا صبح به شوق خبر خوش در کوس بشارت نواختیم و از غم و اندوهی که بر لشکر فرود آمده، رهایی یافتیم.
از من دهید مژده به مرغ شکر پرستکاینک ز راه قافلهٔ شکر آمدست
هوش مصنوعی: به من خبر خوشی را به پرندهای که عاشق شکر است بدهید؛ چرا که هماکنون کاروانی از شکر در راه آمده است.
وحشی تو هرگز اینهمه شادی نداشتیگویا دروغهای منت باور آمدست
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو هیچگاه چنین شادیای نداشتهای و به نظر میرسد که گویی به دروغهای کسانی که تو را فریب دادهاند، ایمان آوردهای.