شمارهٔ ۵۹
هوش مصنوعی: این غزل با اشاره به قدرت و تاثیر عشق آغاز میشود و بیانگر این است که عشق به ناگاه و به طور غیرمنتظرهای وارد زندگی انسان میشود. شاعر از تیرگی و غافلگیری ناشی از عشق صحبت میکند و به همگان یادآوری میکند که باید آماده رویارویی با عشق باشند، چراکه این احساس توانایی تغییر وضعیتها را دارد. او به قدرت عشق اشاره میکند که مانند یک سپاه میتواند دلها را تسخیر کند و از عجز انسانها معتقد است. همچنین شاعر به گذشتن از ترس و گریز از عشق یادآور میشود و در پایان با حسرت به حال خود نگاه میکند و از عوارض عشق گلهمند است.
خوش صیدِ غافلی به سر تیر آمدهستزه کن کمانِ ناز که نخجیر آمدهست
هوش مصنوعی: غافل و بیخبر از خطر، شکار خوشصیدی در تیر رس قرار گرفته است. کمان ناز و ظریف را آماده کن، زیرا زمان شکار مناسب فرارسیده است.
روزی به کارِ تیغِ تو آید نگاه داراین گردنی که در خمِ زنجیر آمدهست
هوش مصنوعی: روزی نیاز به قدرت و برتری تو پیش خواهد آمد، پس این گردن را که در قید و بند است، حفظ کن.
کو عشق تا شوند همه معترف به عجزاول خرد که از پیِ تدبیر آمدهست
هوش مصنوعی: عشق را بیاور تا همگان به ناتوانی خود اعتراف کنند، زیرا عقل و اندیشه اولیه تنها در پی تدبیر و چارهجویی آمده است.
عشقی که ما دواسبه از او میگریختیماین است کـآمدهست و عنانگیر آمدهست
هوش مصنوعی: عشقی که ما از آن فرار میکردیم، حالا آمده و ما را به خود راضی کرده است.
ملکِ دلِ مرا که سواری بس است عشقبا یک جهان سپاه به تسخیر آمدهست
هوش مصنوعی: عشق به تنهایی کافی است که فرمانروایی دل من را در دست بگیرد و با قدرتی فراوان به تسخیر درآید.
در خاره کندهاند حریفان به حکمِ عشقجویی که چند فرسخ از آن شیر آمدهست
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، رقیبان به دقت درخت را تکهتکه کردهاند تا بدانند چقدر فاصله دارد تا آن شیر، که نماد قدرت و زیبایی است، به آنجا برسد.
بی لطفیای به حالِ تو دیدم که سوختموحشی بگو که از تو چه تقصیر آمدهست
هوش مصنوعی: در حالتی که به تو بیمحلی کردم، دلم سوخت و از خودم پرسیدم که چه اشتباهی از طرف تو باعث این بیتوجهی شده است.