شمارهٔ ۶۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر بیان میکند که از تواضع و سلامی که از معشوق میگیرد راضی است و نیازی به نزدیکی و وصالی بیشتر ندارد. او تنها به یک یا چند قدم همراهی و کرشمهای از معشوق بسنده میکند و نیازی به میخانه و شراب وصل ندارد. حتی یک قطره از عشق و نوازش معشوق برای او کافی است و او به شدت به عشق و محبت آن دلبسته است. در نهایت، شاعر به نوعی خاکنشینی و ولایت عشق اشاره میکند و میگوید که وجود عشق برای او مهمتر از هر چیز دیگر است.
از تو همین تواضع عامی مرا بس استدر هفتهای جواب سلامی مرا بس است
هوش مصنوعی: از تو همین humble attitude برای من کافی است، یک سلام در هفته از تو برای من کافی است.
نی صدر وصل خواهم و نی پیشگاه قربهمراهی تو یک دو سه گامی مرا بس است
هوش مصنوعی: من نه به دنبال نشستن در جایگاه وصال تو هستم و نه در پیشگاه قرب تو. فقط همینکه چند گام کوتاه با تو همراهی کنم برایم کافی است.
بیهوده گرد عرصهٔ جولانگه توامگاهی کرشمهای و خرامی مرا بس است
هوش مصنوعی: گاهی پیوسته در میدان حضور تو میگردم، اما تنها یک حرکت و ناز تو برای من کافیست.
خمخانهای نمیطلبم از شراب وصلیک قطره بازمانده جامی مرا بس است
هوش مصنوعی: من از هیچ شرابخانهای چیزی نمیخواهم، زیرا یک قطره از شراب وصالت برای من کافی است.
وحشی مگو، بگو سگ کو ، بلکه خاک راهیعنی ز تو نوازش مامی مرا بس است
هوش مصنوعی: وحشی، نگویید که کجا سگ است، بلکه معنای خاک راه این است که نوازشهای تو برای من کافی و ارزشمند است.