شمارهٔ ۶۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره longing (آرزو و اشتیاق) و حسرت است. شاعر از عشق و بزم و شادی صحبت میکند و اشاره دارد که برای حضور در چنین محافلی باید بر حیرت و ناامیدی غلبه کند. او بر لزوم مراقبت از بزم خود در برابر چشم بد تأکید دارد و به کسانی که در مقام پایینتری قرار دارند، دعوت میکند تا از عزت خود دفاع کنند. در نهایت، شاعر از ورود وحشی به محفل و تأثیر حکم و اجازه در حضور او سخن میگوید. به طور کلی، شعر ترکیبی از عشق، انتظار و عصبانیت از بیتوجهی دیگران است.
آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشستگو مهیا شو که میباید به سد حیرت نشست
هوش مصنوعی: کس که بدون ما جشن شادمانی را تجربه کرد و در لذتها غرق شد، اکنون آماده باش، زیرا باید در برابر شگفتیها و حیرتها نشستی پر از تفکر داشته باشی.
آمدم تا روبم و در چشم نومیدی زنمگرد حرمانی که بر رویم در این مدت نشست
هوش مصنوعی: به دیدار تو آمدهام تا با شوق و اشتیاق، احساس یأس و ناامیدی را از خودم دور کنم و غم و اندوهی که مدتهاست بر چهرهام نشسته، برطرف کنم.
بزم ما را بهر چشم بد سپندی لازمستغیر را میباید اندر آتش غیرت نشست
هوش مصنوعی: برای محافظت از محفل ما در برابر چشمهای بد، باید سپندی داشته باشیم. دیگران را باید در آتش غیرت خود بسوزانیم.
مسند خواری بیارایید پیش تخت ناززانکه خواهیم آمد و دیگر به سد عزت نشست
هوش مصنوعی: به درگاه حاکم نازپرور، فرش ذلت و خواری بگستراید، چرا که به زودی میآییم و دیگر بر تخت عزت نخواهیم نشسته بود.
وحشی آمد بر در رد و قبولت حکم چیسترفت اگر نبود اجازت ور بود رخصت نشست
هوش مصنوعی: وحشی به در خانهات آمد و درباره ورود و پذیرش او نظر تو چیست؟ اگر اجازه نداشتی که بیاید، پس چرا رفت؟ و اگر اجازه داشتی، چرا نشسته است؟