شمارهٔ ۶۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به جستجوی یاری میپردازد که در سفرش با او همزبان بوده و در حال حاضر از او جدا شده است. او درپی شخصی است که بهگونهای دلشکسته و غمگین است و میاندیشد که این یار، با چه کسانی در ارتباط است و چه احساسی نسبت به او دارد. شاعر به ماه تشبیه میکند که در یک خیمه جای دارد و از او میپرسد که با چه کسی در رابطه است و به چه کسی محبت میکند. در نهایت، شاعر به غم و اندوه خود اشاره میکند که از فراق آن یار نشأت گرفته و این غم او را به مرز نابودی رسانده است.
یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟با او که شد حریف و کنون همعنان کیست ؟
هوش مصنوعی: ای کاش پروردگارا، بگویید که همصحبت و همزبان من که بوده است؟ با چه کسی همراستا شدهام و اکنون شریک سفر او کیست؟
ماهی که چرخ ساخت به دستان ز من جداتا با که ، دوست گشته و همداستان کیست ؟
هوش مصنوعی: ماهی که بر روی چرخ ساخته شده، از دستان من جدا شده و حالا مشخص نیست با که دوست شده و همفکر است.
تا همچو ماه خیمه به سر منزل که زدوز مهر با که دم زند و مهربان کیست ؟
هوش مصنوعی: تا همچون ماه در خیمهای در خانهاش آرام بگیرد و از عشق با چه کسی سخن بگوید و کسی را مهربان بنامد؟
آن مه کزو رسید فغانم به گوش چرخیارب نهاده گوش به سوی دهان کیست ؟
هوش مصنوعی: آن ماهی که صدای فریاد من به گوش آسمان رسید، خدایا، چه کسی است که گوشش به زبان من باشد؟
وحشی همین نه جان تو فرسوده شد ز غمآنک از غم فراق نفرسود جان کیست ؟
هوش مصنوعی: وحشی، جان تو از اندوه فراق خالی شده است، اما آیا کسی هست که از این اندوه جان نباخته باشد؟