شمارهٔ ۱۰۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دوری معشوق میگوید و از درد و رنجی که این دوری برایش به همراه دارد. او آرزو میکند که هرگز از دیدار محبوبش محروم نشود و اینکه عشقش را تنها او میتواند درمان کند. همچنین به دشواری دوری از محبوب اشاره میکند و میگوید که زیبایی معشوقاش در مکانهای دور دست و خالی نیست و باید در دلها وجود داشته باشد. به طور کلی، شعر نمایانگر عواطف عمیق و عذابهای عاشقانه شاعر است.
هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباداین نگاه دور را از روی او دوری مباد
هوش مصنوعی: هرگز ای خدا نگذار که از دیدار محبوبم دور بمانم. آرزو دارم آن نگاه دور را از چهره او دور نکنم.
من کجا و رخصت آن بزم؟ دانم جای خویشدیگران هم رخصت ار خواهند دستوری مباد
هوش مصنوعی: من هیچ وقت به این بزم و مهمانی راهی ندارم. میدانم که من در جایگاهی متفاوت از دیگران قرار دارم و اگر دیگران هم خواهان شرکت در این مهمانی باشند، نباید هیچ گونه دستوری در این مورد صادر شود.
هر مرض کز عشق پیش آمد علاجش بر منستلیک جانم را ز درد، رشک و رنجوری مباد
هوش مصنوعی: هر بیماری که ناشی از عشق به وجود میآید، درمانش با من است، اما نخواهم که جانم به خاطر درد و رنج حسرت و اندوه دچار شود.
چشم غارت کرده را صعب است از دیدار دوختهیچ عاشق را الهی هرگز این کوری مباد
هوش مصنوعی: دیدن محبوب برای کسی که دلش از عشق پر شده، بسیار دشوار است و این بینایی را نمیتوان به آسانی به دست آورد. امیدوارم هیچ عاشق دیگری چنین کوری را تجربه نکند.
جوهر حسن تو کنج خانهٔ آباد نیستبر بنای جان وحشی نام معموری مباد
هوش مصنوعی: زیبایی و حقیقت وجود تو در جایی دور و دور از دسترس و پنهان نیست. در واقع، وجود پر از شور و شوق من باید در جایی شکوفا شود که شایستهٔ آبادانی و زندگی واقعی باشد.