شمارهٔ ۱۲۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از جدایی میپردازد. او میگوید که معشوق هیچگاه به دل زار او رحم نکرد و با رقیبش ننشسته است. وی از قدرت نگاه معشوقش میگوید که در زندگیاش تأثیر زیادی گذاشته و او را آزار داده است. شاعر از معشوق درخواست میکند که به حرفهایش گوش دهد، اما معشوق با بیتفاوتی واکنش نشان میدهد. در نهایت، شاعر ابراز میکند که هیچ سیاستی نمیتواند او را از دل خسته و افکار غمانگیزش دور کند و هجران معشوق بر او تأثیر عمیقی گذاشته است.
کی دیدمش که قصد دل زار من نکردننشست با رقیبی و آزار من نکرد
هوش مصنوعی: هرگز ندیدم که او به فکر دل شکسته من باشد، و هیچگاه با کسی نشسته و به من آسیب نزده است.
یک شمه کار در فن ناز و کرشمه نیستکز یک نگاه چشم تو در کار من نکرد
هوش مصنوعی: در کار ناز و کرشمه، نیازی به مهارت خاصی نیست؛ چرا که تنها با یک نگاه از چشمان تو، تمام کارهای من تحت تاثیر قرار میگیرد.
گفتم مرنج و گوش کن از من حکایتیرنجش نمود و گوش به گفتار من نکرد
هوش مصنوعی: به او گفتم ناراحت نشو و به حرفهایم گوش کن، اما او ناراحت شد و به صحبتهای من توجهی نکرد.
خندان نشست و شمع شبستان غیر شدرحمی به گریههای شب تار من نکرد
هوش مصنوعی: او با لبخند در کنار شمعی نشسته است و برای دردها و اشکهای من در تاریکی شب هیچ گونه ترحمی ندارد.
وحشی نماند هیچ سیاست که هجر یاربا جان خسته و دل افکار من نکرد
هوش مصنوعی: هیچ ترفند و تدبیری باقی نماند که جدایی از محبوب با جان خسته و دل پریشان من نتواند آن را از بین ببرد.