شمارهٔ ۱۲۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شدید عاشقانه و ناامیدی شاعر از جدایی و فراق معشوق میپردازد. شاعر از تلاشها و خواستههای خود برای وصال سخن میگوید و اینکه زمان و شرایط به او فرصت وصل ندادهاند. او به تضاد بین ظاهر و باطن خود اشاره کرده و میگوید که علیرغم نشانههای خوب، بخت او در کنار معشوق نیست. در نهایت، شاعر از تلخی جدایی و درد و غمهای ناشی از آن مینالد و میگوید که هیچ چیز نمیتواند او را از غم و رنج عشق رها کند.
چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکردچه کارها که به فرمودهٔ فراق نکرد
هوش مصنوعی: به تو چه بگویم که چقدر با جانم میل و رغبت نداشت، چه کارهایی که به خاطر دوری و جدایی انجام نداد.
زمانه وصل ترا سد سبب مهیا ساختولی چه سود که اقبالم اتفاق نکرد
هوش مصنوعی: زمانه برای دیدار تو شرایط را فراهم کرد، اما چه فایده که شانس من با من یار نبود.
هزار نقش وفاقم نمود ظاهر بختولیک باطن خود ساده از نفاق نکرد
هوش مصنوعی: بخت به من ظاهراً هزاران نشانه از دوستی و هماهنگی نشان داد، اما در باطن، من هیچگاه به دورویی و نفاق دست نزدم.
کلید دار عنایت وسیلهها انگیختولیک بخت بدم با تو هم وثاق نکرد
هوش مصنوعی: نعمتهای الهی و فرصتها به من روی آوردند، اما به رغم این همه، بخت و شانس من به خوبی با تو همراه نشد.
چه ذوق از اینهمه تنگ شکر، که بخت گشودچو دفع تلخی هجر تو از مذاق نکرد
هوش مصنوعی: چه لذتی از این همه شیرینی که وقتی بخت به یاریام آمد و تلخی جدایی تو را از وجودم دور کرد، حس کردم.
شد از فراق به یک ذره صبر راضی و نیستکسی که طاقت او را غم تو طاق نکرد
هوش مصنوعی: با جدایی، به یک ذره صبر قانع شدم و هیچکس نیست که بتواند درد و غم ناشی از عشق تو را تحمل کند.
مذاق وحشی و این درد و غم که ساقی وقتنصیب ساغر ما بادهٔ رواق نکرد
هوش مصنوعی: طعم وحشی و این درد و غمی که داریم، باعث شده است که ساقی هیچ وقت به ما شمایل خوشی ندهد و درختان رواق را برای ما پر از شراب نکند.