شمارهٔ ۱۲۸
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوب اشاره دارد و میگوید که هیچکس نمیتواند مانند او تابش خاصی داشته باشد. شاعر به افسون عشق و خوابهایی که از آن ناشی میشود اشاره میکند و میگوید کسی که به این داستانها گوش کند، دیگر خواب خوش نخواهد دید. او همچنین به حالت و حال خود در کنار محبوبش پرداخته و از ترسش نسبت به اشک و غم سخن میگوید. در آخر، شاعر به سجده کردن بر محبوبش اشاره میکند و میگوید این کار عجیبی نیست، زیرا او تنها چیزی که در زندگیاش دارد، ابروی محبوبش است.
تاب رخ او مهر جهانتاب نداردجز زلف کسی پیش رخش تاب ندارد
هوش مصنوعی: چهره زیبای او مانند خورشید است و هیچ چیزی جز زلف کسی که در برابر او ایستاده، نمیتواند درخشش و جاذبه او را کم کند.
خواب آورد افسانه و افسانهٔ عاشقهر کس که کند گوش دگر خواب ندارد
هوش مصنوعی: داستانهای عاشقانه خوابآورند و هر کسی که به این داستانها گوش دهد، دیگر خواب نخواهد دید.
پهلوی من و تکیهٔ خاکستر گلخندیوانه سر بستر سنجاب ندارد
هوش مصنوعی: در کنار من و در کنار خاکستر آتشگاه، دیوانهای نیست که بر بستر سنجاب تکیه کرده باشد.
سیل مژه ترسم که تن از پای در آردکاین سست بنا طاقت سیلاب ندارد
هوش مصنوعی: من از مژگان ترس دارم که شاید باعث ویرانی جانم شود، چون این ساختار ضعیف، تحمل طوفان را ندارد.
گر سجده کند پیش تو چندان عجبی نیستوحشی که جز ابروی تو محراب ندارد
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر تو به خاک بیافتد، چیز عجیبی نیست، چون وحشی (شاعر) جز زیبایی ابروی تو، جای دیگری برای پرستش ندارد.