شمارهٔ ۱۲۹
هوش مصنوعی: این شعر از وحشی بافقی بیانگر احساسات عمیق و رنج کشیده شاعر است. او به ناز و کرشمه معشوق اشاره میکند و میگوید که هر چقدر که او ناز کرده، نیاز و محبتش بیشتر شده است. درد و عذاب او نیز با فاصله از محبوبش افزایش یافته و شعله شوقش هرگز کم نشده است. حتی با برگشت معشوق، این شوق و احساس در او شدت میگیرد و به نوعی بیتابی و اشتیاق دامن میزند. در نهایت، شاعر به فکر زیبایی معشوق و تاثیر آن بر خلاقیت خود اشاره میکند.
هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شددردم فزود و سوز و گدازم زیاده شد
هوش مصنوعی: هرچقدر که تو کممحلی کردی و ناز کردی، من بیشتر به تو نیاز پیدا کردم. دردم افزایش یافت و احساس سوز و گداز در من بیشتر شد.
هر چند بیش کشت به ناز و کرشمهامرغبت به آن کرشمه و نازم زیاده شد
هوش مصنوعی: هرچند که به خاطر زیبایی و شیطنت تو، توجه و علاقهام بیشتر شده، اما این زیبایی و شیطنت تو برایم جذابتر و دلپذیرتر شده است.
باز آمدی و شعلهٔ شوقم به جان زدیکم گشته بود سوز تو بازم زیاده شد
هوش مصنوعی: تو دوباره برگردی و شعلهٔ اشتیاقم در وجودم برافروخته شود. حس میکنم که سوز محبت تو کم شده بود، اما اکنون دوباره دلم برایت بیشتر میتپد.
درد تو کم نشد ز سفر بلکه سد الماز رنج راه دور و درازم زیاده شد
هوش مصنوعی: سفر کردن نتوانسته است از درد تو بکاهد، بلکه بارها و بارها بر زحمات و رنجهای راه طولانی افزوده شده است.
وحشی به فکر چشم غزالی به هر غزلانگیز طبع سحر طرازم زیاده شد
هوش مصنوعی: وحشی در خیال و اندیشهاش به زیبایی چشمهای غزال میاندیشد و این موضوع او را در سرودن غزلها، با احساس و انگیزهای از زیباییهای سحری، بسیار سرزنده و پرانرژی کرده است.