شمارهٔ ۱۳۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عشق و دشواریهای بیان آن میپردازد. شاعر تأکید میکند که عشق زبانی ندارد و بیان آن ممکن نیست. او میگوید میان عاشق و معشوق تنها یک اشاره کافی است و درد دل عاشق نیز قابل توصیف نیست. همچنین اشاره میکند که بازار عشق در شرایط سخت و آزمونها قابل ارزیابی نیست و اگر کسی در عشق مهربان نباشد، دیگران نیز بیمهری خواهند کرد. در نهایت، شاعر از غم و اندوه خویش میگوید و بیان میکند که داستان عشق زیباییهای خود را دارد، که قابل مقایسه با هیچ چیز دیگری نیست.
به راز عشق زبان در میان نمیباشدزبان ببند که آن جا بیان نمیباشد
هوش مصنوعی: در عشق، کلام و سخن گفتن بیفایده است؛ بهتر است سکوت کنی چون در آن دنیا هیچ چیزی نمیتواند تو را به درستی بیان کند.
میان عاشق و معشوق یک کرشمه بس استبیان حال به کام و زبان نمیباشد
هوش مصنوعی: در ارتباط عاشق و معشوق، یک اشاره یا ناز کافی است تا احساسات و حال آنها را منتقل کند؛ نیازی به گفتگو و بیان زبانی نیست.
دل رمیدهٔ من زخمدار صیدگهیستکه زخم صید به تیر و کمان نمیباشد
هوش مصنوعی: دل آزردهٔ من مانند صیدی است که زخمهایش به تیر و کمان ارتباطی ندارد؛ یعنی آسیبهایی که به من رسیده است از جنس زخمهایی نیستند که با نشانهگیری و شلیک به وجود آمده باشند.
از آن روایی بازار کم عیارانستکه در میان محک امتحان نمیباشد
هوش مصنوعی: بازار افرادی که ارزش و کیفیت کمتری دارند، به این علت زودتر دچار افت میشود که در آنجا هیچ سنجهای برای ارزیابی واقعی وجود ندارد.
اگر به من نشوی مهربان درین غرضیستکسی به خلق تو نامهربان نمیباشد
هوش مصنوعی: اگر تو به من محبت نداشته باشی، به این دلیل نیست که کسی دیگر به مردم بیمحبت است.
به عالمی که منم منتهای غصه مپرسکه قطع مدت و طی زمان نمیباشد
هوش مصنوعی: در مورد دنیایی که من در آن زندگی میکنم و غم و اندوههایش، از من سوال نکن. زیرا زمان و دورههای آن در این عالم مشخص نیست و همیشه ادامه دارد.
زبان به کام مکش وحشی از فسانهٔ عشقبگو که خوشتر ازین داستان نمیباشد
هوش مصنوعی: زبانت را از گفتن داستان عشق حفظ نکن، زیرا هیچ چیزی شیرینتر و زیباتر از این روایت نیست.