شمارهٔ ۱۴۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره دلسردی و بیوفایی در روابط انسانی است. شاعر به ناپایداری یاران و دوستیها اشاره میکند و میگوید که رفتن و نماندن افراد، به خصوص آنهایی که به ظاهر یار هستند، ناراحتکننده است. او همچنین بر ارزیابی باطن افراد تأکید میکند و دوست واقعی را کسی میداند که هم در ظاهر و هم در باطن یار باشد. در نهایت، شاعر از درد دل و نادیده گرفتن احساسات صحبت میکند و به بیتوجهی و بیمروتی مردم در روابطشان انتقاد میکند.
دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بودتیغ در دست تغافل سخت بی زنهار بود
هوش مصنوعی: دیشب در کوچهای عجیبی، بیرحمیای رخ داد. کسی با تیغی در دست، بدون توجه و مراقبت، در حال گذر بود.
رفتن و ناآمدن سهل است با خود خوش کنیمدیده را نادیده کرد و رفت این آزار بود
هوش مصنوعی: رفتن و نیامدن کار دشواری نیست، ولی ما باید با خودمان کنار بیاییم و در برابر دیدن کسی که دیگر نمیآید، خاموش و بیتفاوت باشیم. این وضعیت دردناک است.
رسم این میباشد ای دیر آشنای زود سرآنهمه لاف وفا آخر همین مقدار بود
هوش مصنوعی: عادت این گونه است، ای کسی که به زودی با من آشنا شدی، در پایان تمام آن ادعای وفا، تنها همین مقدار حقیقت وجود داشت.
یاری ظاهر چه کار آید خوش آن یاری که اوهم به ظاهر یار بود و هم به باطن یار بود
هوش مصنوعی: داشتن یاری که فقط درظاهر کنار ما باشد فایدهای ندارد. بهتر آن است که یاری داشته باشیم که نه تنها در ظاهر بلکه در باطن نیز ما را یاری کند و همواره به فکر ما باشد.
بر نیاوردن مروت بود خود انصاف بودآرزوی خاطری گردور یک دم دار بود
هوش مصنوعی: به معنای این بیت میتوان گفت: اگر شخصی از خود مروت و بزرگمنشی نشان ندهد، در واقع انصاف را نادیده گرفته است. آرزوی از دل برآمدهای که در لحظهای به آن فکر میکند، میتواند او را به عمل کردن وادارد.
کرد وحشی شکوهٔ بی التفاتی برطرفدرد سر میشد و گرنه درد دل بسیار بود
هوش مصنوعی: احساسات و دشواریهای ناشی از بیتوجهی و سختیهای زندگی، وقتی که به زندگی پرهیجان و آزادانه پرداخته میشود، کمتر میشود. اما اگر این شیوه زندگی نباشد، مشکلات و ناراحتیهای دل به شدت ادامه خواهد داشت.