شمارهٔ ۱۷۸
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و احساسات عاشقانه را به تصویر میکشد. شاعر از باغی سخن میگوید که پر از زیبایی و گل است اما به دلیل جدایی، گلی چیده نشده و زندگی برای پرندگان در قفس تلخ است. او از باد میخواهد که داستان جدایی را به گل بگوید و دلتنگی عاشقان را بیان کند. شاعر در نهایت به بیانصافی مردم و شکایتهای درونی اشاره میکند و از وحشی دعوت میکند که به دنیای عشق و زیبایی بازگردد.
باغ ترا نظارگیانی که دیدهاندگفتند سبزه های خوشش بر دمیدهاند
هوش مصنوعی: باغ تو را کسانی که زیباییاش را دیدهاند توصیف کردند و گفتند سبزههای خوشرنگ آن به نظر میرسد که تازه و سرسبز روییدهاند.
در بوستان حسن تو گل بر سر گلستدر بسته بودهای و گلش را نچیدهاند
هوش مصنوعی: در باغ زیبایی تو، گلهای فراوانی وجود دارد، اما همچنان در حالتی محفوظ و بستهاند و کسی آنها را نچیده است.
ای باد سرگذشت جدایی به گل بگویزین بلبلان که سر به پر اندر کشیدهاند
هوش مصنوعی: ای باد، به گل بگو که جدایی چقدر سخت است، بگو به این بلبلها که سرشان را در پرهای خود پنهان کردهاند.
آیا چگونه میگذرد تلخی قفسبر طوطیان که بر شکرستان پریدهاند
هوش مصنوعی: چگونه میتوانند طوطیانی که به سرزمین شیرینها رفتهاند، تلخی و سختی قفس را تجربه کنند؟
شکرت به خون رقم شود ار سر بری به جورعشاق را زبان شکایت بریدهاند
هوش مصنوعی: اگر فرد عاشق مجبور باشد جان خود را فدای عشق کند، باز هم شکرگزار خواهد بود، زیرا عاشقان حتی در سختیها هم از شکایت و ناله زبان بند آوردهاند.
از بیحقیقیست شکایت ز مردمیکز بهر ما هزار حکایت شنیدهاند
هوش مصنوعی: شکایت از مردم که برای ما هزاران داستان گفتهاند، نشاندهنده بیحقیقتی است.
وحشی بیا که آمده آن بلهوس گداززرهای کم عیار به آتش رسیدهاند
هوش مصنوعی: وحشی، بیا که آن شخص حریص و طماع آمده است. سکههای کمارزش در آتش آب شدهاند.