شمارهٔ ۱۸۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تنهایی و درد خود سخن میگوید و به بیتوجهی دیگران به حال او اشاره میکند. او lament میکند که هیچکس نسبت به بیماری و غمش بیتفاوت نبوده و حتی کسانی که باید در کنار او باشند، از ابراز احساسات خودداری کردهاند. شاعر به طور خاص به سنگینی دل و بیرحمی محبوبش تأکید میکند که درد او را درک نکرده است. در نهایت، او به روز مرگش اشاره میکند و میگوید که حتی در آن روز نیز زبانی برای بیان احساساتش نداشته است.
هیچکس چشم به سوی من بیمار نکردکه به جاندادن من گریهٔ بسیار نکرد
هوش مصنوعی: هیچکس به من بیمار توجهی نکرد و برای جان دادن من اشکی نریخت.
که مرا در نظرآورد که از غایت نازچین بر ابرو نزد و روی به دیوار نکرد
هوش مصنوعی: کسی که با تمام زیبایی و ناز خود حتی ابروانش را نیز به سمت من نمیآورد و فقط به دیوار توجه میکند، به من نشان میدهد که چقدر زیباست.
هیچ سنگین دل بیرحم به غیر از تو نبودکه سرود غم من در دل او کار نکرد
هوش مصنوعی: هیچ انسانی که دلش سنگین و بیرحم باشد، جز تو پیدا نشد که آهنگ اندوه و غم من در دلش تأثیری نگذارد.
روح آن کشتهٔ غم شاد که تا بود دمییار غم بود و شکایت ز غم یار نکرد
هوش مصنوعی: روح آن کسی که به خاطر غم از دنیا رفته، خوشحال است؛ چرا که هر وقت زنده بود، در کنار غم شریک بود و هیچگاه از غم یار خود شکایت نکرد.
روز مردن ز تو وحشی گلهها داشت ولیرفت از کار زبان وی و اظهار نکرد
هوش مصنوعی: در روز مرگ تو، داغ و اندوه گلهها و زاغها به وضوح حس میشد، اما او نتوانست آن را با کلمات بیان کند و در نهایت سکوت کرد.