شمارهٔ ۱۹۴
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به احساسات عمیق ناشی از جدایی و هجران اشاره میکند. او از کسی یاد میکند که هیچوقت یاد عاشقان را در نوشتهای نگنجانده است و به این ترتیب به نوعی از بیمحلی و بیتوجهی سخن میگوید. با وجود مشکلات و غمهایی که وجود دارد، او از یوسف میگوید که هرگز به یاد یعقوب نیفتاده است. هجر و دوری از معشوق، باعث رنج و عذاب شدید شاعر شده و او صبر کرده است، اما به یاد دارد که هیچکس به اندازه او نتوانسته به سختیها و مشکلات بپردازد. در نهایت، شاعر با بیان اینکه بلای هجر بر او به قدری سخت است که مثل آن را هیچ ایوبی تحمل نکرده، شدت درد و رنج خود را ابراز میکند.
آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکردگرچه گستاخیست میگوییم پرخوبی نکرد
هوش مصنوعی: کسی که هرگز به یاد علاقهمندان نامهای ننوشت، هرچند این کار جسارت به نظر میرسد، میتوان گفت که کار خوبی نکرده است.
با وجود کاروان مصر کز هم نگسلدیوسفی دارم که هرگز یاد یعقوبی نکرد
هوش مصنوعی: با وجود کاروانی از مصریان که هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند، من یوسف را دارم که هرگز یاد و خاطره یعقوب را فراموش نکرده است.
کشت ما را هجر و یاری بر در سلطان وصلجامهٔ خون بستهٔ ما بر سر چوبی نکرد
هوش مصنوعی: عشق و دوری ما را مانند کشتزاری آشفته کرده است و یار ما در این نزدیکی به دستان قدرتی که وصلش را به ما میدهد، فقط به یادگار، لباسی خونین بر سر ما گذاشته است.
دورم از مطلب همان به آنکه هرگز هیچکساینقدرها جهد در تحصیل مطلوبی نکرد
هوش مصنوعی: من از موضوع دور هستم، بهتر است که به این نکته توجه کنم که هیچ کس تا این حد برای رسیدن به هدفش تلاش نکرده است.
با بلایی چون بلای هجر عمری کرد صبرآنچه وحشی کرد هرگز هیچ ایوبی نکرد
هوش مصنوعی: انسانی که در دوری و جدایی معشوق به صبر و تحمل دست زده است، با مصیبتهایی روبرو شده که هیچ شخص دیگری نتوانسته چنین صبری را از خود نشان دهد. این فرد به اندازهای در رنج است که حتی نام آشنای صبر و استقامت، یعنی ایوب، نیز در برابر مشکلات او کم میآورد.