شمارهٔ ۱۹۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات شدید و عاطفی خود نسبت به عشق و جنون سخن میگوید. او میگوید که ناگهان شوق و عشق در او شعلهور شده و آرزوهایی که قبلاً در او اثری نداشت، به سرعت به وجود آمدهاند. فرهاد که به زیبایی شیرین نگاه میکند، به سمت کوه بیستون میرود. شاعر خود را در آستانه عشق میبیند و ناگهان به شدت در این عشق غرق میشود. او از قطرهای که تبدیل به جوی آب میشود، سخن میگوید و به توفان جنون اشاره میکند. در پایان، شاعر به درد و رنجهایی که از عشق و سرنوشت متحمل شده اشاره میکند و خود را به خاطر این مشکلات خوار نمیبیند.
شوقم گرفت و از در عقلم برون کشیدیکروزه مهر بین که به عشق و جنون کشید
هوش مصنوعی: شوق و اشتیاقی در من ایجاد شد که عقل و فکر را از من بیرون کرد و در یک روز مهر و محبت را به وجودم آورد که مرا به عشق و جنون کشاند.
آن آرزو که دوش نبودش اثر هنوزبسیار زود بود به این عشق چون کشید
هوش مصنوعی: آرزوهایی که دیروز هیچ نشانی از آنها نبود هنوز خیلی زود است که به این عشق اشاره شود.
فرهاد وضع مجلس شیرین نظاره کردبرجست و رخت خود به سوی بیستون کشید
هوش مصنوعی: فرهاد به تماشا و زیباییهای مجلس شیرین خیره شد و سپس تصمیم گرفت که به سمت بیستون برود و لباس خود را آماده کرد.
خود را نهفته بود بر این آستانه عشقبیرون دوید ناگه و مارا درون کشید
هوش مصنوعی: عشق چنان قوی بود که کسی که در سکوت و در عزلت خود را پنهان کرده بود، ناگهان بیرون آمد و ما را نیز با خود به درون کشید.
آن نم که بود قطره شد و قطره جوی آبوز آب جو گذشت به توفان جنون کشید
هوش مصنوعی: آن چیزی که به شکل قطره بود، حالا تبدیل به جوی آبی شده است و این جریان آب به قدری قدرتمند شده که در برابر توفان جنون قرار گرفته است.
زین می به جرعهٔ دگر از خود برون رویمزین بادهای درد که از ما فزون کشید
هوش مصنوعی: از این شراب، با جرعهای دیگر از خودم بیرون میروم، از بادهای دردناکی که بیش از حد از ما برداشت کردهاند.
وحشی به خود نکرد چنین خوار خویش راگر خواریی کشید ز بخت زبون کشید
هوش مصنوعی: وحشی به خود اجازه نمیدهد که خود را خوار کند؛ اگر در زندگی خاری هم بدهد، ناشی از بدبختی و بخت بدش است.