شمارهٔ ۲۱۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عاشقانه و سختیهای فراق میگوید. او به این مسأله اشاره میکند که هیچ کس در اطرافش را نمیبیند وقتی عشق در دلش وجود دارد و تنها غم و اندوه را حس میکند. همچنین عشق را به عنوان نیرویی قوی توصیف میکند که حتی در سختترین شرایط هم انسان را به پیش میبرد و از دشمنیهای دنیا نمیترسد. شاعر به تلخیهای عشق و فراق اشاره میکند و میگوید که هیچ چیزی به تلخی و سختی دوری محبوب نمیباشد. در نهایت، عشق واقعی را تنها راه زندگی و مبارزه با مشکلات میداند.
روزها شد تا کسم پیرامن این در ندیدتا تو گفتی دور شو زین در کسم دیگر ندید
هوش مصنوعی: مدتهاست که کسی را در این اطراف ندیدم تا زمانی که تو به من گفتی که از اینجا دور شوم و دیگر کسی را نمیبینم.
سوخت ما را آنچنان حرمان عاشق سوز ماکز تنمآن کو نشان میجست خاکستر ندید
هوش مصنوعی: عشق ما را به شدت سوزاند و باعث ناراحتیام کرد، بهگونهای که از بدنم هیچ نشانی باقی نمانده و فقط خاکستر یادگار باقی مانده است.
الوداع ای سر که ما را میبرد سودای عشقبر سر راهی که هر کس رفت آنجا سر ندید
هوش مصنوعی: وداع بر سر عشق، ای سر که ما را به راهی میبرد که در آن هرکسی قدم گذاشت، سرش را ندیده است.
مرد عشق است آنکه گر عالم سپاه غم گرفتتاخت در میدان و بر بسیاری لشکر ندید
هوش مصنوعی: مرد عشق کسی است که حتی اگر تمامی غمها و مشکلات او را در بر بگیرند، با شجاعت در میدان مبارزه میرود و به اندازهای قوی است که در مقابل تعداد زیادی از دشمنان هم احساس ترس نمیکند.
گرچه وحشی ناخوشیها دید و سختیها ولیسخت تر از روزگار هجر و ناخوشتر ندید
هوش مصنوعی: اگرچه وحشی با مشکلات و سختیها روبرو شده، اما سختتر و ناخوشایندتر از روزهای جدایی را ندیده است.