شمارهٔ ۲۲۰
هوش مصنوعی: این شعر به حسرت و غمی اشاره دارد که از دوری و جدایی ناشی میشود. شاعر به غربت دل و انتظار طولانیاش برای وصال میپردازد و میگوید که خوشیها و زیباییها ممکن است هرگز به زندگیاش بازنگردند. او همچنین به اهمیت گوش دادن به دیگران و پذیرفتن مشکلات اشاره میکند و تأکید میکند که دعا و امید، تنها در صورتی مؤثر هستند که به نتیجه برسند. در پایان، شاعر به ناامیدی خود از آینده اشاره میکند و بیان میدارد که شاید روزی خوشحالی به زندگیاش برگردد، اما این روز هنوز نیامده است.
آیین دستگیری ز اهل جهان نیایدبانگ درای همت زین کاروان نیاید
هوش مصنوعی: کمک و یاری از اهل دنیا به کسی نخواهد رسید، صدای تلاش و کوشش در این کاروان از کسی بلند نخواهد شد.
ای عندلیب خو کن با خار غم که هرگزبوی گل مروت زین بوستان نیاید
هوش مصنوعی: ای پرنده خوشصدا، به غم و اندوه عادت کن، زیرا هرگز بوی خوش وفا و محبت از این باغ به تو نخواهد رسید.
بر حرف اهل حاجت گوش قبول بگشاکاین حرف را نگوید کس تا به جان نیاید
هوش مصنوعی: گوشهایت را برای شنیدن حرف نیازمندان باز کن، زیرا این سخن را کسی نمیگوید مگر اینکه به جانش آسیب رسیده باشد.
ناچار گشته غربت دل را و گرنه هرگزمرغی بود که یادش از آشیان نیاید
هوش مصنوعی: دل به ناچار در غربت به سر میبرد، وگرنه هرگز پرندهای را نمیتوان یافت که فراموش کند کجا زادگاهش بوده است.
کم آیدم به خاطر همصحبتان جانیکاتش به جان نگیرد دل در فغان نیاید
هوش مصنوعی: گاهی اوقات به دلیل همصحبتان و صحبتهایشان، احساس میکنم که دلم نمیتواند از غم و اندوه خود بگوید و این درد در جانم فرو مینشیند.
تیر دعا چه خوبست گر بر نشان توان زداما چه چاره سازم گر بر نشان نیاید
هوش مصنوعی: دعا مثل تیر، اگر به هدف بزند، بسیار خوب است، اما اگر هدفی وجود نداشته باشد، چه کنم؟
وحشی دگر نیاید سویم عروس دولتروزی بیاید آخر گر این زمان نیاید
هوش مصنوعی: دیگر وحشی به سمت من نمیآید، اما عروس خوشبختی روزی خواهد آمد، حتی اگر در این زمان سراغی از او نیست.