شمارهٔ ۲۳۶
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع غرور و زیبایی میپردازد. شاعر بیان میکند که کسانی که مغرور هستند، در واقع هیچ ارزشی ندارند و هیچکس نمیتواند به آنها برسد. او از یوسف مصری یاد میکند که محبوبیتش باعث میشود کسی نتواند در بیع او شرکت کند. زیبایی و جذابیت شخصیتی مانند زلیخا و یعقوب هم در نظر او بینظیر است. همچنین شاعر در اشاره به پرندهای به نام سیمرغ، تأکید میکند که حتی موجودی با عظمت هم در دام عشق گرفتار میشود. او بار دیگر به موضوع قتل و بیعدالتی اشاره میکند و میگوید که خیلیها بدون جرم جان خود را از دست میدهند و ناز و زیبایی هم به خودی خود ارزشمند نیستند، بلکه حسن و زیبایی در ذات خود باعث توجه میشود. در نهایت، همهی این مسائل ناشی از زیبایی و جذابیت است که بر دلها سلطه دارد.
مغرور کسی به که درت جا نکند کسوصلی که محالست تمنا نکند کس
هوش مصنوعی: کسی که به خود مغرور است، به آدمهایی اهمیت میدهد که در درگاهش جایی ندارند. در واقع، این افراد به وصالی که ممکن نیست، هیچگاه خواستار نمیشوند.
نی یوسف مصری تو که در بیع کس آییبیعانهٔ جان چیست که سودا نکند کس
هوش مصنوعی: ای یوسف مصری، تو که در میان فروشندگان نمیمانی، چگونه میتوان بیعانهای برای جان کسی قرار داد که هیچکس حاضر به معامله نیست؟
روشن نکند چشم کس این طرفه عزیزیستهمچشمی یعقوب و زلیخا نکند کس
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازهی یعقوب و زلیخا دلبسته و عاشق یکدیگر نیست و کسی نمیتواند همانند آنها احساسات و عشق را درک کند.
مرغ دل ما کیست اگر دامگه اینستسیمرغ به دام افتد و پروا نکند کس
هوش مصنوعی: مرغ دل ما کیست؟ اگر سرنوشت اینگونه است، حتی سیمرغ هم به دام میافتد و کسی برای او نگران نمیشود.
آه این چه غرور است که سد کشته گر افتددزدیده هم از دور تماشا نکند کس
هوش مصنوعی: آه، این چه افتخاری است که حتی قاتل هم از دور نمیتواند تماشا کند و کسی را به خود جذب نکند.
چندین سر بی جرم به دار است در آن کویک بار سر از ناز به بالا نکند کس
هوش مصنوعی: در آنجا چندین نفر بیگناه به دار آویخته شدهاند، اما هیچکس حاضر نیست یک بار هم به خاطر ناز و محبت، سر خود را بالا ببرد.
وحشی سبب ناز و تغافل همه حسن استحسن ار نبود این همه اینها نکند کس
هوش مصنوعی: اگر زیبایی وجود نداشت، هیچکس ناز و بیتوجهی را نمیکرد. تمام ناز و بیتوجهیها به خاطر زیبایی است، پس زیبایی خود عامل تمام این جذابیتهاست.