شمارهٔ ۲۸۶
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی احساست عمیق عاشقانه و درد و رنج ناشی از ظلم و جفای معشوق است. شاعر به توصیف وفا و خیانت معشوق میپردازد و میگوید که اگر معشوق به او محبت میکرد، چه وضعیتی پیش میآمد. او به طور خاص به زیباییهای معشوق اشاره میکند و از تأثیر منفی رفتارهای او بر دل خود نالان است. شاعر در نهایت به ناامیدی و آگاهی از طبیعت خبیث معشوق اشاره میکند و از خود میپرسد که اگر او درد و ستم بیشتری را متحمل میشد، چه میکرد.
در آغاز محبت گر وفا کردی چه میکردمدل من برده بنیاد جفا کردی چه میکردم
هوش مصنوعی: اگر در ابتدای محبت وفادار بودی، حالا من چه کار میکردم؟ وقتی که دل من را گرفتی، با تیر جفا زخم زدی، حالا چه کار میکردم؟
هنوزم مبتلا نا کرده کشت از تیغ استغنادلم را گر به لطفی مبتلا کردی چه میکردم
هوش مصنوعی: دل من هنوز از بینیازی سر به راه نکرده است؛ اگر تو با لطف و مهربانی دل مرا رام کنی، نمیدانم چه باید بکنم.
نگار آشنا کش دلبر بیگانه سوز منمرا با خویشتن گر آشنا کردی چه میکردم
هوش مصنوعی: ای معشوق آشنا، سبب سوز و رنج من آن دلبر بیگانه است. اگر تو مرا با خودت آشنا کرده بودی، حالا چه کار میکردم؟
بجز جور و جفا کردی نکرد آن مه بحمدالهاگر بعد از وفا این کارها کردی چه میکردم
هوش مصنوعی: غیر از ظلم و بیمهری، همان دختر ماه هیچ کار دیگری نکرد. خدا را شکر که بعد از وفا، اگر این کارها را میکرد، نمیدانم چه میشد.
شدم آگاه زود از خوی آن بیداد جو وحشیدلم گر خو به آن شوخ بلا کردی چه میکردم
هوش مصنوعی: من به سرعت از رفتار ظالم و بیدادگری که در دل وحشی من است، آگاه شدم. اگر تو به آن جوانی که مثل بلاست، رو میکردی، چه کاری میتوانستم انجام دهم؟