شمارهٔ ۲۸۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شدت به عشق و شوق خود به محبوبش اشاره کرده و ابراز میکند که چقدر حاضراست برای دیدن او تلاش کند و دور او بچرخد، حتی اگر باعث شرم و عذابش شود. او از حالتی که به خاطر عشق محبوبش دچار زخم میشود و از مشقتها و رنجها نیز خسته نمیشود، سخن میگوید. شاعر به این نکته اشاره میکند که عشقش به محبوبش در قلبش شعلهور است و اگر چه ممکن است در حوادث مختلف دچار مشکل شود، اما همچنان به گرد او میچرخد و از عشقش دست برنمیدارد. در کل، این شعر بیانگر درد و لذت عشق و همچنین فدای کردن خود برای محبوب است.
چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردمبه نزدیکش روم سد بار و باز از شرم برگردم
هوش مصنوعی: زمانی که به خاطر عشقش بخواهم دورش بچرخم و به او نزدیک شوم، بارها نزدیک میشوم اما از شرم دوباره برمیگردم.
من بد روز را آن بخت بیدار از کجا باشدکه در کویش شبی چون پاسبانان تا سحر گردم
هوش مصنوعی: من نمیدانم چطور ممکن است در چنین روز بدی، بخت و اقبال خوبی برای من بیفتد، زیرا چنانکه در کوی تو بمانم و تا صبح مثل پاسبانان دور و بر تو بچرخم.
دلم سد پاره گشت از خنجرش و ز شوق هر زخمیبه خویش آیم دمی سد بار و از خود بیخبر گردم
هوش مصنوعی: دلم از خنجر او به شدت زخمی شده است و از شوقی که دارم، هر ضربهای که به من وارد میشود، باعث میشود لحظهای به خودم بیایم و از حال و روز خودم بیخبر شوم.
اگر جز کعبهٔ کوی تو باشد قبله گاه منالاهی ناامید از سجدهٔ آن خاک در گردم
هوش مصنوعی: اگر غیر از کعبهٔ محبوب تو جایی باشد که من به آن رو بیاورم، ای خدا، از سجده و عبادت آن زمین ناامیدم.
نه از سوز محبت بی نصیبم همچو پروانهکه در هر انجمن گرد سر شمع دگر گردم
هوش مصنوعی: من از عشق داغی احساس میکنم، مانند پروانهای که در هر جمعی دور شمع میچرخد و به دنبال عشق جدیدی میگردد.
به بزم عیش شبها تا سحر او را چه غم باشدکه بر گرد درش زاری کنان شب تا سحر گردم
هوش مصنوعی: در جشنهای شبانه تا صبح، او نگرانیای ندارد، در حالی که من شب تا صبح، در کنار در او با ناراحتی گریان بر زمین میافتم.
به زخم خنجر بیداد او خو کردهام وحشینمیخواهم که یک دم دور از آن بیدادگر گردم
هوش مصنوعی: من به درد و رنجی که به خاطر ظلم او تحمل میکنم عادت کردهام و نمیخواهم هیچگاه از آسیب و ستم آن ظالم فاصله بگیرم.