شمارهٔ ۳۰۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با دل پر درد و چهرهای زرد از یار خود میگوید که اگر چه از او دور شده، ولی همچنان به یاد اوست و در جستجویش به راه میافتد. او از یار میخواهد که اگر به او بگوید برگرد، با کمال میل خواهد آمد، حتی اگر از جفای او رنجیده است. شاعر به حسرت و انتظار خود اشاره میکند و میپرسد چگونه میتواند بیاید در وقتی که کسی او را نخواسته است.
برو که با دل پر درد و روی زرد بیایماگر چو باد روی تند همچو گرد بیایم
هوش مصنوعی: برو، من با دل شکسته و چهرهای زرد به تو میرسم. اگر مانند باد با سرعت و به شکل گرد و غبار بیایم.
هزار مرحله دورم فکند چرخ ز کویتبه جستجوی تو چون گرد باد فرد بیایم
هوش مصنوعی: هزار بار چرخ زمان من را از مسیر تو دور کرده، اما من مانند گردباد به سوی تو میآیم.
مکن مکن که پشیمان شوی چو بر سر راهتبه عزم داد دل پر ز داغ و درد بیایم
هوش مصنوعی: نگزار که پشیمان شوی، وقتی من با دل پر از غم و درد به سمت تو میآیم.
به سوی ملک عدم گرچه از جفای تو رفتماگر به لطف بگویی که باز گرد بیایم
هوش مصنوعی: هرچند به خاطر بدیهای تو از این دنیا رفتهام، اما اگر با لطف و محبت بگویی که برگرد، دوباره باز میگردم.
مگو نیامدهای سوی ما بگو که چگونهبه صحبتی که مرا کس طلب نکرد بیایم
هوش مصنوعی: نگو که به سوی ما نیامدهای، بگو چگونه میتوانم به گفتوگویی که هیچکس مرا دعوت نکرده، بیایم؟