شمارهٔ ۳۲۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و محبت اشاره میکند. او با بیان اینکه محبوبش، ماهی است که نور و روشنیاش به دیگران میتابد، نشان میدهد که عشق او برایش بینظیر و ارزشمند است. او در پی محبوبش به همهجا سر میزند و به بیهوده بودن تلاش برای جستجوی دیگری اشاره میکند. همچنین در اشاره به این که گلش از او جدا شده، ابراز ناامیدی میکند و بر بیفایده بودن ارتباط با دیگران تأکید دارد. در نهایت، او از درد درونیاش میگوید و بر این نکته پافشاری میکند که سوختن از عشق دیگران هیچ فایدهای ندارد.
هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگرانسبزهٔ او هنوز به از گل باغ دیگران
هوش مصنوعی: ماه من هنوز وجود دارد و همچنان چشم و چراغ دیگران است. سبزه او از گلهای باغ دیگران هم زیباتر است.
خلق روان به هر طرف بهر سراغ یار منبیهده من چرا روم بهر سراغ دیگران
هوش مصنوعی: جمعیت به هر سو میرود تا محبوب من را پیدا کند، اما چرا من باید به دنبال دیگران بروم؟
رسته گلم ز بام و در جای دگر چرا رومبا گل خود چه میکنم سبزهٔ باغ دیگران
هوش مصنوعی: من از باغ خودم، گلی روییدهام و حالا نمیدانم به کجا بروم. هیچ دلیلی ندارد با گل خودم، در باغ دیگران کاری کنم.
من که میسرم شود صافی جام او چرادر دل خود کنم گره درد ایاغ دیگران
هوش مصنوعی: من که به راحتی میتوانم از شر دردها و مشکلات خود رها شوم، چرا باید در دل خود، غم و اندوه دیگران را انباشته کنم؟
وحشی از او علاج کن سوز درون خویش رافایده چیست سوختن از تف داغ دیگران
هوش مصنوعی: باید از او دردی که در دل داری درمانی پیدا کنی. چه فایدهای دارد که به خاطر آتش دیگری بسوزی؟