شمارهٔ ۳۲۶
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از احساس جدایی و ناتوانی شخصی است که میخواهد برود و دیگر برنگردد. او از طرف مقابل درخواست میکند که به او آزار نرساند و بیتوجهی نکند. شاعر از وضعیت خود و غفلت دیگران گلهمند است و تأکید میکند که در حال حاضر در مرحلهای از زندگی قرار دارد که نمیخواهد به عقب برگردد و مایل است به رهایی برسد. همچنین، به تاسف و اندوهی که در عشق و دوستی دچار آن شده، اشاره میکند و از طرف مقابل میخواهد به او کمتوجهی نکند. در کل، شعر نماوندی از احساسات عمیق و درگیریهای درونی انسان در روابط عاشقانه است.
من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکناین تغافلهای بیش از پیش در کارم مکن
هوش مصنوعی: اگر این بار بروم، دیگر برنمیگردم، پس مرا آزار نده. این بیتوجهیها و نادیده گرفتنهایت را بیشتر از این در مورد من انجام نده.
پای برگشتن نخواهم داشت خواهم رفت و مانددر تماشا گاه دیگر نقش دیوارم مکن
هوش مصنوعی: من هرگز به بازگشت فکر نخواهم کرد و قصد دارم بروم و در مکانی دیگر بمانم. لطفاً تصویری از من در اینجا نساز.
بنده میخواهی ز خدمتکار خود غافل مباشمیشود ناگه کسی دیگر خریدارم مکن
هوش مصنوعی: هرگز از خدمتگذاری که به او اعتماد داری غافل نشو، زیرا ممکن است ناگهان فرد دیگری جای او را بگیرد و تو را به فکر فرو ببرد.
من که مستم مجلست گر هست و میر مجلسیبزم خود افسرده خواهی کرد هشیارم مکن
هوش مصنوعی: من که در حال نشئه و سرخوشی هستم، اگر در مجلس تو کسی باشد که هنوز هوشیار است و میخواهد جو را رسمی و جدی کند، باعث ناراحتی من میشود. بنابراین، خواهش میکنم مرا به حال خود بگذار و از من نخواه که هوشیار باشم.
عزت سگ هست در کوی تو وحشی خود چه کردگرچه عاشق خوار میباید، چنین خوارم مکن
هوش مصنوعی: سگی که در کوچهات زندگی میکند، در نظر تو عزیز است. من هم که عاشق تو هستم، نباید به این اندازه بیقدر و خوار باشم. خواهش میکنم بیشتر از این مرا خوار نکن.