شمارهٔ ۳۳۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد جدایی و غم عشق سخن میگوید و از مرگ درخواست آزادی از این زندان غم را میکند. او به زیبایی عشق اشاره میکند و با مثالهایی از داستانهای معروف عشق، مانند خسرو و شیرین و فرهاد و لیلی، به درد و رنج ناشی از جدایی میپردازد. شاعر به اذیت و سردرگمی عاشقان اشاره کرده و از محبوبش میخواهد که گاهی به یاد او باشد و به عشق و دلبستگیهای خود توجه کند. همچنین، او با تشبیهی به تیرانداز و صید، نسبت به خطرات و غفلتهای ناشی از عشق هشدار میدهد.
ای اجل از قید زندان غمم آزاد کنسعی دارد محنت هجران تو هم امداد کن
هوش مصنوعی: ای مرگ، مرا از رنج و درد جدایی تو رها کن. کوشش دارم تا در این مصیبت، یاریام کنی.
عیش خسرو چیست با شیرین به طرف جوی شیررحم گو بر جان محنت دیدهٔ فرهاد کن
هوش مصنوعی: زندگی خسرو با شیرین در کنار جوی شیر چه معنایی دارد؟ ای رحم بر جان فرهاد که در تعب و درد زندگی کشیده است.
ناقهٔ لیلی به سرعت رفت و از آشفتگیراه گم کردست مجنون ای جرس فریاد کن
هوش مصنوعی: عست لیلی با شتابی زیاد رفت و مجنون، در اثر تشویش و سردرگمی، مسیر را گم کرده است. ای ناقوس، بلند فریاد بزن!
ای که یک دم فارغ از یاد رقیبان نیستیهیچ عیبی نیست ما را نیز گاهی یاد کن
هوش مصنوعی: ای کسی که هیچ وقت از یاد رقیبان خود غافل نیستی، اشکالی ندارد اگر گاهی ما را هم به یاد بیاوری.
غافلی وحشی ز ترک چشم تیر انداز اوتیر جست ای صید غافل چشم بر صیاد کن
هوش مصنوعی: ای بیخبر و بیدقت! از تیرانداز بیرحم غافل نباش. ای صید ناآگاه، حواست را جمع کن و به شکارچی نگاه کن.