شمارهٔ ۳۴۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از محبوب خود میخواهد که به او ظلم و ستم نکند و از آغاز عشق او را آگاه میکند. او به محبوب میگوید که در روابط عاشقانه رسم و آیینی وجود دارد که باید رعایت شود و نباید به بدی رفتار کند. همچنین به محبوب هشدار میدهد که به او با ناز و خشم نگاه نکند، زیرا این رفتارها نتیجهای جز درد به همراه نخواهد داشت. در پایان، شاعر از محبوب میخواهد که از رفتن به کوی عشق خودداری کند تا بیشتر از این رسوا نشود.
ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکنآغاز عشق است ای پسر اینها مکن اینها مکن
هوش مصنوعی: به ما بدی نکن و ما را بیجهت آزار نده. شروع عشق است و این نوع رفتارها را انجام نده.
ول یاری بدان رسمیست خوبان را کهنای از همه بی رحم تر رسم نوی پیدا مکن
هوش مصنوعی: دوستان و یاران خوب همواره در عشق و وفاداری الگویی قدیمی دارند، اما کسی که به قصد نیکوکاری به شکلی جدید و ناپسند وارد میشود، ممکن است بیشتر از همه بیرحم باشد.
گاهی نگاهی میکنی آن هم به چندین خشم و نازگو کارها یکباره شو این چشم هم بالا مکن
هوش مصنوعی: گاهی نگاهی به من میکنی که با چهرهای پر از خشم و ناز است. میگویم از کارهایت یکجا و یکباره انجام بده و نیازی به بالا بردن چشمانت نیست.
مشهور شهری گشتهای وحشی چه رسواییست اینچندین به کوی او مرو خود را دگر رسوا مکن
هوش مصنوعی: تو در آن شهر به شهرت رسیدهای، وحشی! چه رسوایی است که این همه به کوی او میروی؟ خود را بیشتر از این رسوا نکن.