شمارهٔ ۳۵۶
هوش مصنوعی: این شعر به عواطف و احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از معشوق خود به عنوان منبع درد و رنج یاد میکند و به طور خاص به عذابی که از عشقش متحمل شده اشاره میکند. او حسرت میخورد که چطور کسی میتواند چنین آسیبهایی را تحمل کند و از قاصد میخواهد تا خبرهایی از معشوق بیاورد. در نهایت، شاعر بیان میکند که خود و دیگران نیز در دام غم عشق گرفتارند و دردشان بیپایان است.
سد خانهٔ دین سوخت به هر رهگذر از توکافر نکند آنچه تو کردی ، حذر از تو
هوش مصنوعی: خانهٔ دین در برابر هر مسافر و رهگذری آسیبدیده و سوخته است، اما آنچه تو به عنوان یک کافر انجام دادی، نمیتواند بر دیگران تأثیر بگذارد. بنابراین باید از تو احتیاط کرد.
بی رحم کسی شرح جگر خوردن من پرسپیکان جفا چند خورم بر جگر از تو
هوش مصنوعی: کسی که بیرحم است، در مورد درد و رنج من سوال میکند. من از تو چه مقدار میتوانم تیرهای جفا را بر دل تحمل کنم؟
آنکس که برآورد مرا از چو تو نخلییارب نخورد در چمن عمر بر از تو
هوش مصنوعی: کسی که مرا از تو به بزرگی و مقام رساند، امیدوارم که در زندگیاش از نعمتهای دیگر بهرهمند نشود.
ای قاصد از آن همسفر غیر خبر چیستمشتاب که معلوم کنم یک خبر از تو
هوش مصنوعی: ای پیامآور، از آن همسفر بیخبر چه چیزی میدانی؟ شتاب نکن، تا من بتوانم خبری از تو بگیرم.
وحشی چه دهی شرح به ما حرف غم خویشما نیز اسیریم به سد غم بتر از تو
هوش مصنوعی: ای وحشی، چه فایده دارد که به ما درباره غم خودت توضیح بدهی؟ ما هم خودمان در اسارت غم هستیم و شاید حتی بیشتر از تو.