شمارهٔ ۳۸۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حسرت و اندوه دوری از معشوق میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که اگر هرگز چهرهی معشوق را نمیدید، به این اندازه رنج و جفا را از او نمیچشید. شاعر از درد و ناامیدی ناشی از عشق سخن میگوید و آرزو میکند که ای کاش همچنان کور باقی میماند تا نتواند غیر او را ببیند. او همچنین به شدت محنتهایی که به خاطر این عشق متحمل شده اشاره میکند و این مطلب را بیان میکند که اگر این سختیها بر او میگذشت، شاید بهتر بود که هرگز راهی به سوی معشوق نداشت.
چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمیدیدیجفاهای چنین از خوی او هرگز نمیدیدی
هوش مصنوعی: اگر هرگز چهرهاش را نمیدیدی، دلنواز بودی و دردها و بیوفاییهای او را هرگز نمیفهمیدی.
سخنهایی که در حق تو سر زد از رقیب منگرت میبود دردی سوی او هرگز نمیدیدی
هوش مصنوعی: اگر کلمات بدی که رقیب من دربارهات گفته بود، در واقع به تو میرسید، هرگز دردی از سوی او مشاهده نمیکردی.
بدین بد حالی افکندی مرا ای چشم تر آخرچه بودی گر رخ نیکوی او هرگز نمیدیدی
هوش مصنوعی: چشمان گریان تو مرا به این حال بد انداختند. آخر اگر هرگز چهره زیبا و خوش روی او را نمیدیدی، چه اتفاقی میافتاد؟
ز اشک ناامیدی کاش ای دل کور میگشتیکه زینسان غیر را پهلوی او هرگز نمیدیدی
هوش مصنوعی: ای دل، ای کاش چشمانت کور میشدند تا از روی ناامیدی، دیگر هیچکس را غیر از او نمیدیدی.
ترا صد کوه محنت کاشکی پیش آمدی وحشیکه میمردی و راه کوی او هرگز نمیدیدی
هوش مصنوعی: ای کاش تمام سختیها و دردهایی که بر تو وارد شده، به خاطر عشق به او بود، زیرا اگر چنین بود، بهتر بود که هرگز او را نمیدیدی و فقط برای عشقش میمردی.