شمارهٔ ۳۸۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و محبت است و بر احساسات عمیق شاعر تأکید دارد. شاعر از ناپایداری عشق و سرنوشت خود سخن میگوید و به نارضایتی از دیدگاه معشوق اشاره میکند. او به این موضوع lament میکند که چگونه معشوق، به جای دیدن خوبیها، تنها به بدیها و عیوب او توجه میکند. همچنین، عاشق از غرق شدن در دریای محبت و بحرانهای ناشی از آن صحبت میکند و بهدنبال راهی برای رسیدن به معشوق و هدف خود است. در نهایت، او احساس تنهایی و رد شدن از جانب معشوق را مطرح میکند.
چه دیدی ای که هرگز بد نبینیکه سوی مبتلای خود نبینی
هوش مصنوعی: به چه چیزی نگاه کردهای که هیچ وقت تجربهی بدی نداشتهای، در حالی که به سوی کسی که به مشکل دچار است، توجه نکردهای؟
عفا ک اله مرا کشتی و رفتینکو رفتی الاهی بد نبینی
هوش مصنوعی: بار الها، تو مرا رنجاندی و رفتی، اما رفتنت خوب بود. امیدوارم تو هم بدی نبیینی.
مجو پایان دریای محبتکه گردی غرق و آنرا حد نبینی
هوش مصنوعی: به محبت و عشق به عنوان یک دریا نگاه کن که هیچ گاه انتهایی برای آن وجود ندارد. هرگز فکر نکن که میتوانی به انتهای آن برسدی، زیرا ممکن است در عمق آن غرق شوی و ندانسته از عظمتش بیخبر بمانی.
ز مقصودم بر آوردی رقیباالاهی ره سوی مقصد نبینی
هوش مصنوعی: ای رقیب من، تو مرا از هدفم دور ساختی، ای خدا، آیا تو راه رسیدن به مقصود را نمیبینی؟
چه طور بد ز من دیدی که سویمبه آن طوری که میباید نبینی
هوش مصنوعی: چطور میتوانی از من بد بگویی در حالی که به سوی من به آن شکلی که باید، نگاه نمیکنی؟
منم وحشی همین مردود بزمشبه پیشش دیگران را بد نبینی
هوش مصنوعی: من همان وحشیام که در مجالس او، دیگران را نمیتوانی بد ببینی.