تناجی
وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۱ - در خیال تو

چو وحشی سر به زانو دوش بودم در خیال توکه شبها چیست شغلت ، در کجایی، کیست پهلویت
دراین اندیشه خفتم دیدمت در خلوتی تنهاقدح در دست و می درسر، صراحی پیش زانویت