سوگواری بر مرگ شاه
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر فارسی، به توصیف حالات و مصیبتهای ناشی از فقدان یک پادشاه و آرامش در جهان پرداخته است. شاعر از خود میپرسد که چرا آسمان و زمین تحت تأثیر این غم و سوگ، دچار تغییر و بحران شدهاند. از زمین سیاه و بیحالی سخن گفته میشود که جای خوشحالی و شکوه، فقط غم و درد را به ارمغان آورده است. همچنین، شاعر به شدت به ناپایداری دنیا و بیوفایی آسمان اشاره میکند و از افکار و احساسات بندگان میگوید که در این عزای بزرگ، دیگر جایی برای شادی و خنده باقی نمانده است. او با زبانی حزنآلود بر این مصیبتها و ناپایداری زندگی تأکید میکند و تألم عمیق خود را از این دردهای انسانی ابراز میدارد. نهایتاً، شاعر به آرزوی بازگشت خوشبختی و آرامش و سرسبزی در بستان زندگی اشاره میکند.
از چه رو خاک سیه گردون به فرق ماه کردمشعل خورشید را گردون چرا پر کاه کرد
هوش مصنوعی: چرا خاک تیره آسمان بر سر ماه نشسته و روشنایی خورشید را به چیزی بیارزش تبدیل کرده است؟
از چه رو بر نیل ماتم زد لباس عافیتهر که جادر ساحت این نیلگون خرگاه کرد
هوش مصنوعی: چرا کسی که در این مکان آرامش و آسایش را تجربه کرده، بر نیل که نماد غم و ماتم است، لباس پوشیده است؟
این چه صورت بود کز هر گوشه زرین افسریزد به خاک ره سر و افسر ز خاک راه کرد
هوش مصنوعی: این چه شکلی بود که از هر طرف، زیبا و درخشان، کسی که دارای مقام و رتبه بلند بود، سر و تاج خود را به خاک راه انداخت؟
چیست افغان غلامان شه باقی مگرآسمان بیمهریی با بندگان شاه کرد
هوش مصنوعی: چیست که جز آسمان، افکندن خشم بر بندگان پادشاه، باقی نمانده است؟
آه کز بیمهری گردون شه باقینمانداز چه باقی ماند عالم چون شه باقی نماند
هوش مصنوعی: ای کاش به خاطر بیوفایی آسمان، هیچچیز از آنچه که باقیمانده باقی نمیماند. اگر شاهی در کار نباشد، چرا عالم همچنان وجود دارد؟
پشت نه گردون ز کوه محنت ما بشکندآری آری کوه درد ما کمرها بشکند
هوش مصنوعی: اگر کوههای درد و رنج ما، که به دوش داریم، به گردون آسمان فشار آورد، آنقدر طاقتفرساست که این فشار میتواند ستونهای آسمان را بشکند.
جای آن دارد که همچون بندگانش آسمانآنقدر سر بر زمین کوبد که سد جا بشکند
هوش مصنوعی: آسمان باید به حدی به زمین ضربه بزند که مانند بندگانش، سدها را بشکند و فضای جدیدی ایجاد کند.
باز اگر آرد به گردش جام زرین آفتابجام زرین بر سر این چرخ مینا بشکند
هوش مصنوعی: اگر دوباره خورشید مانند جامی طلایی به دور خود بچرخد، آن وقت این جام زرین بر روی این آسمان آبی خواهد شکست.
ور کند دیگر ثریا خنده دندان نمااز سر کین چرخ دندان ثریا بشکند
هوش مصنوعی: اگر ستاره ثریا بخواهد به کسی به خاطر کینهاش بخندد، چرخ روزگار باعث میشود که دندانهای آن ستاره نیز بشکند.
کس چه حد دارد که خندد در عزای اینچنینخود چه جای خنده باشد در بلای اینچنین
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند در چنین مصیبت بزرگی بخندد؛ اینجا که اینقدر درد و غم هست، چه جای خندیدن است؟
هست این بزمی که عمری عنبر تر ریختندکاین زمان خاک سیه بر جای عنبر ریختند
هوش مصنوعی: این مراسمی که سالها بوی خوش عنبر میداد، اکنون با خاک سیاه جایگزین شده است.
این حریم خسروانی را که میپاشند کاهقرنها بر یکدگر سد تودهٔ زر ریختند
هوش مصنوعی: در این قلمرو سلطنتی که میپاشند کاه و بیاعتنایی، قرنهاست که بر یکدیگر غبار مینشیند و در عوض دنیایی از ثروت و زر به یکدیگر تقدیم شده است.
وین بساط پادشاهی کاندر او ریزند اشکسالها بر روی هم سد گنج گوهر ریختند
هوش مصنوعی: بساط پادشاهی را، که در آن سالها اشکها بههم انباشته شده، بر روی هم انبوهی از گنجهای با ارزش ریختهاند.
روز محشر هم عجب کز خاک سر بیرون کنندبس کزین غم خاکساران خاک بر سر ریختند
هوش مصنوعی: در روز قیامت، شگفتانگیز است که از خاک انسانها خارج میشوند، زیرا بسیاری از افراد غم و اندوهی که بر خاکساران داشتند، بر سر خود ریختند.
این چه آتش بود ای گردون که بر عالم زدیدود از عالم برآوردی ، جهان بر هم زدی
هوش مصنوعی: این چه آتش وحشتناکی بود که ای آسمان بر سر جهان فرود آوردی، که از آن دود برخاست و همه چیز را به هم ریختی.
چون علم ای سرفرازان فوطه در گردن کنیدچاکها در جامه همچون شده تا دامن کنید
هوش مصنوعی: وقتی که شما به علم و دانش دست یابید، مانند سرافرازانی خواهید بود که با افتخار نشانههای آن را بر گردن خود آویختهاند. پس باید در لباس خود جاکها را برای نشان دادن موقعیتتان باز کنید تا بتوانید در جمع با عزت و ارادت حضور پیدا کنید.
دود بر میخیزد از مشعل به آن آهن دلیکم نیند از وی شما هم سوز خود روشن کنید
هوش مصنوعی: دود ناشی از مشعل نشاندهنده تلاش و انگیزهای است که از دل فولادین برمیخیزد. شما نیز باید آتش و激情 درون خود را شعلهور کنید و از آن بهرهبرداری کنید.
شب بسوزید و چو شمع مرده روز از مسکنتچهره پر خاک سیه در گوشه مسکن کنید
هوش مصنوعی: شب را بسوزید و مانند شمعی که خاموش شده، در روز، به خاطر فقر و مسکنت، چهرهای غمگین و سرشار از غبار سیاهم در گوشه خانهتان به نمایش بگذارید.
رو بتابید آتشین رویان ز گلشن بعد از اینهمچو آتش جای در خاکستر گلخن کنید
هوش مصنوعی: بعد از این، ای زیبایانی که همچون آتش درخشانید، از باغ و گلشن خارج شوید و همچون آتش، جایی در خاکستر و شعلههای پرشور ایجاد کنید.
زین عزا برخاست دود از آتشین رخسارههارخ به خاکستر نهان کردند آتش پارهها
هوش مصنوعی: از این سوگ، دودی از چهرههای سوخته برخاست، و آن چهرهها به خاکستر پنهان شدند، در حالی که آتش تکهتکهها هنوز در حال شعلهور است.
شاه باقی کو ز عالم رفت عمر میر بادنیر اقبال او چون مهر عالمگیر باد
هوش مصنوعی: شاه بزرگ و جاودانهای که از دنیا رفت، عمرش مانند نسیب باد و بخت او مانند خورشید درخشان و همهجانبه بود.
تا چو زنجیر است موج آب در پای چناردشمن او دست بر سر ، پای در زنجیر باد
هوش مصنوعی: موج آب مانند زنجیری به پاهای درخت چنار پیچیده است و دشمن او دستش را بر سر گذاشته و پایش در زنجیر باد گرفتار شده است.
در دبیرستان گردون تا نشان یابد ز تیرخصم بی تدبیر او یارب نشان تیر باد
هوش مصنوعی: در آسمان زندگی تا زمانیکه نشانهایی از تیر خصم بیعقل نمایان شود، ای پروردگار، نشان تیر باد را نشان بده.
تا ابد سرسبز و خرم نخل این بستان سراسد چو وحشی اندر آن بستان سرا دستان سرا
هوش مصنوعی: نخلهای این باغ همیشه سبز و شاداب خواهند بود، همانطور که در این باغ سرسبز، وحشیانه و آزاد زندگی میکنند.