شمارهٔ ۶۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره یک جوان است که به شدت زیبا و خاص توصیف شده و هیچ کس به زیبایی او نمیرسد. شاعر از دیدهنشدن غم و دردی که معشوقش به او میدهد سخن میگوید و اشاره میکند که حتی معلم او نیز از زیبایی معشوقش آگاه نیست. در انتها، شاعر بیان میکند که در عشق و شیدایی، هیچ کس به اندازه خود او خراب و آسیبدیده نیست.
هرگز به ازین پسر نبودستنازکتر ازین بشر نبودست
هوش مصنوعی: هیچ کسی نازکتر و لطیفتر از این پسر وجود ندارد.
از عمر چه کام دیده باشددستی که در آن کمر نبودست
هوش مصنوعی: کسی که در زندگی خود تجربیات و موفقیتهای زیادی نداشته باشد، چگونه میتواند از عمرش بهرهمند شده باشد؟
بس وحشی و شرم روست پیداستکز خانه رهش بدر نبودست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی به شدت وحشی و شرمگین به نظر میرسد، به طوری که مشخص است او از خانهاش خارج نشده و به دنیای بیرون ن رفته است.
دانست غمم بیک اشارتمعشوق بدین نظر نبودست
هوش مصنوعی: غم من را تنها با یک اشاره معشوق فهمید، و در این نگاه چیز دیگری نبود.
چون ماند معلمش هماناکز حسن ویش خبر نبودست
هوش مصنوعی: معلمش به دلیل اینکه از زیبایی چهره او اطلاعی نداشت، در حیرت مانده است.
از دیدن عاشقان چه رنجدگر خود سخنی دگر نبودست
هوش مصنوعی: دیدن حال عاشقان چه دردی دارد اگر سخن دیگری برای گفتن نباشد.
در عشق شکرلبان فغانیکس از تو خرابتر نبودست
هوش مصنوعی: در عشق، هیچ کس به اندازه تو دیوانه و خراب نیست.